مرکز دانلود موزیک و سرگرمی

دانلود موزیک ، موزیک ویدیو و هرچی که بخوای !!!

جنیفر لوپز

   جنيفرلوپز

 هنرپيشه وخواننده پاپ در ۲۴ جولای  سال ۱۹۷۰ در محله برونکس نيويورک  بدنيا آمد. او کارش را  به عنوان رقصنده شروع نمود و در صحنه های  ويدئو کليپ های موزيکال گوناگونی ظاهر شد.

   در سال ۱۹۹۰ او برنده جايزه رقابت ملی شد و توانست در سريالهاي تلويزيونی"FOX" و "رنگ زندگی" نقشهای كوچكي را بازي نمايد.

   اولين فيلم تلويزيونی كه او در آن ايفاي نقش نمود "پرستاران روی خط" نام داشت و بعد از آن در فيلم تلويزيونی ديگری به نام "سقوط پرواز شماره ۷" بازي كرد.

  اما جنيفر اولين فيلم سينمايي خود را در سال ۱۹۹۳ به نام "خانواده من" بازی کرد و بعد از آن هم  در سال ۱۹۹۵ در فيلم "قطار پول" ظاهر شد که نقشهای مقابل وی را "وسلی اسنامپرچر" و "ودی هاريسون" ايفا ميکردند.

  او در سال ۱۹۹۶ در فيلم "جک" به کارگردانی"فرانسيس فورد" و نقش آفرينی"رابين ويليامز" ظاهر شد و در سال ۱۹۹۷  به اولين موفقيت بزرگ خود به خاطر بازی در نقش "سلنا" که تصوير زنده ای  از خواننده پاپ "‌تجانو سلنا کوئين تيلانا پرز " بود، نائل شد.(خواننده ای که بدست يکی از طرفداران ديوانه خود کشته شده است)و بدين خاطر مورد تحسين همگان قرارگرفت و جايزه" GOLDEN GLOBE"  را از آن خود ساخته و گرانترين هنرپيشه لاتينی در تاريخ نام گرفت و با پرداخت يک ميليون دلار به وی در همان سال فيلم "ANACONDA" (مار وحشتناک) را بازی کرد.

  بعد از آن در فيلم "خون وشراب" بهمراه "جک نيکلسون" ايفاي نقش نمود و در ادامه او بهمراه "جورج  کلونی" در نقش مارشال فدرال (کارن سيسکو) در فيلم "خارج از محدوده" به کارگرداني "استيون اسپيلبرگ" که بر اساس کتابی از المور لئونارد ساخته شده بود ظاهر شد و بدين ترتيب جنيفر  در جايگاه هنر پيشه هاي مطرح و مشهور قرار گرفت.

  کار موسيقی جنيفر لوپز در ششم جولاي سال ۱۹۹۹  با آلبومی به زبان  لاتين شروع شد و اين آلبوم  به خاطر آهنگ " IF YOU HAD MY LOVE" با موفقيت کم نظيری روبرو گرديد که لوپز را هم رديف ريکی مارتين قرار داد. در اوايل سال ۲۰۰۰  جنيفر به دليل موفقيت در دومين آهنگ خود بنام "WAITING FOR TONIGHT" کانديدای جايزه ای برای اجرای بهترين رقص شد  اما او جايزه را ازدست داد.

  در تابستان سال ۲۰۰۰ او در فيلم  علمی تخيلی و ترسناک "سلول" بازی کرد  که در اين فيلم نقش يک روانشناس کودک را ايفا ميکرد و در همان سال نيز در فيلم "ENOUG" ايفاي نقش نمود.

  در اوايل سال ۲۰۰۱ جنيفر  به خاطر موفقيت های پی درپی به بالاترين سطح معروفيت خود رسيد كه از جمله اين موفقيتها مي توان به قرار گرفتن آلبوم وي در رديف يكم جدول آهنگهای پاپ و يا بيشترين فروش در هفته اول اکران  فيلم کمدی ـ رومانتيک  "تصميم گيرنده ازدواج" اشاره كرد.

  در سال ۲۰۰۲ او در فيلم کمدی "MAID IN MANHATTAN"  بازي کرد و در سال ۲۰۰۳  نيز با "بن افلک" در فيلم "GIGLI"  هم بازی شد. او همچنين در فيلم  "ما بايد برقصيم" نقش مقابل"ريچارد گر" را  بازی كرد.

 

  قرار بر اين است او در آينده نزديك فيلم ديگري نيز با بن افلک تحت عنوان "JERSEY GIRL" بازی نمايد.

  او در حال حاضر مشغول بازي در فيلم"زندگی ناتمام ميباشد" است كه مراحل پاياني ساخت را مي گذراند.جنيفر در اين فيلم نقش يك مادر را بازی ميکند و نقش پدرشوهرش را هم  "رابرت فورد" برعهده دارد.

  جنيفر در سال  ۱۹۹۷  به مدت کوتاهی با "اجانی نوا"که يک مدل و يک هنرپيشه بود  ازدواج کرد و بعد از آن برای مدت طولانی با (SEAN  PUFFY  COMBS) رابطه داشت. در دسامبر   ۱۹۹۹ جنيفر و COMBAS  که به يک کلوپ شبانه در خارج از  شهر نيويورک رفته بودند دچار خطر شدند و در آنجا به سويشان از طرف افراد نامعلومی گلوله شليک شد که در اين حادثه سه نفر جان باختند ولي به آنها آسيب چنداني نرسيد.

  اين دو در اواسط فوريه از هم جدا شدند و بعد از آن جنيفر با "كريس جود" كه در يکی از ويدئوکليپهای آهنگ "LOVE DON'T COST "ATHING رقاصی ميکرد آشنا شد و در آگوست سال ۲۰۰۱ آنها نامزدييشان را اعلام کرده و در سپتامبر  همان سال ازدواج کردند ولی ۹ ماه بعد از هم جداشدند.

  در پاييز سال ۲۰۰۳ جنيفر  با "بن افلک" نامزد کرد که البته برای مدتی نزديک بود از هم جدا بشوند اما به هر حال آنها دوباره تصميم گرفتند به قرار خود پايبند باشند و عروسی خود را اعلام کردند و جنيفر هم اعلام کرد که دوست  دارد مادر بشود تا کمی  به زندگييش تداوم ببخشد.

اینم عکس های توپ توپ

اه اه بقیه اش توی ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 9:1  توسط امیر  | 

عشق یعنی...

عشق یعنی با تو خواندن از جنون
عشق یعنی سوختنها از درون
عشق یعنی سوختن تا ساختن
عشق یعنی عقل و دین را باختن
عشق یعنی دل تراشیدن ز گل
عشق یعنی گم شدن در باغ دل
عشق یعنی تو ملامت کن مرا
عشق یعنی می ستایم من تو را
عشق یعنی در پی تو در به در
عشق یعنی یک بیابان درد سر
عشق یعنی با تو آغاز سفر
عشق یعنی قلبی آماج خطر
عشق یعنی تو بران از خود مرا
عشق یعنی باز می خوانم تو را
عشق یعنی بگذری از آبرو
عشق یعنی کلبه های آرزو
عشق یعنی با تو گشتن هم کلام
عشق یعنی انتظار یک سلام
عشق یعنی دستهایی رو به دوست
عشق یعنی مرگ در راهت نکوست
عشق یعنی شاخه ای گل در سبد
عشق یعنی دل سپردن تا ابد
عشق یعنی سروهای سربلند
عشق یعنی خارها هم گل کنند
عشق یعنی تو بسوزانی مرا
عشق یعنی سایه بانم من تو را
عشق یعنی بشکنی قلب مرا
عشق یعنی می پرستم من تو را
عشق یعنی آن نخستین حرفها
عشق یعنی در میان برفها
عشق یعنی یاد آن روز نخست
عشق یعنی هر چه در آن یاد توست
عشق یعنی تک درختی در کویر
عشق یعنی عاشقانی سر به زیر
عشق یعنی بگذری از هفت خان
عشق یعنی آرش و تیر و کمان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 23:47  توسط امیر  | 

آیا میدانید؟؟؟

- آیا می‌دانید انرژی الکتریسیته حاصل از 750 بار شانه کردن موهای یک زن ژاپنی معادل با روشن کردن یک لامپ شصت وات به مدت 3 دقیقه است؟
- آیا می‌دانید تا کنون تعداد سه میلیارد و سیصدهزار میلیون کوکاکولا به فروش رفته است که برابر با نصف جمعیت جهان است؟
- آیا می‌دانید که گوریل را برای این گوریل نامیده‌اند که علاقه زیادی به خوابیدن روی ریل قطار دارد؟
- آیا می‌دانید که ترینیداد و توباگو به زبان بومیان آن معنی کلوچه گردویی می‌دهد و به همین دلیل ساعت‌های دیواری آنجا از چوب درخت گردو ساخته می‌شوند؟
- آیا می‌دانید که گوشت کروکودیل آفریقایی 128 بار خوشمزه‌تر از پوست موز است؟
- آیا می‌دانید اولین مردمی که نفس کشیدن را یاد گرفتند، ایرانیان بودند؟
- آیا می‌دانید کرم ضدآفتاب نخستین بار در شمال ایران کشف شد و ساکنان اولیه جنوب دریای خزر با ترکیب پیله‌باقالا و پاچ‌باقالا اولین کرِم‌ها را اختراع کردند؟
- آیا می‌دانید اولین تیم فوتبال دنیا، توسط ایرانیان در تخت جمشید کنونی پایه‌گذاری شد و بعدها پرسپولیس نام‌گرفت؟
- آیا می‌دانید گلابی در حقیقت یک نوع مارمولک وحشی است که از میوه‌ای به همین نام تغذیه می‌کند؟
- آیا می‌دانید بهترین وسیله برای تمیز کردن دماغ، انگشت است و تمام مردم دنیا از قدیم از همین ابزار استفاده می‌کردند؟
- آیا می‌دانید در برج میلاد 33 متر طناب به کار رفته است؟
- آیا می‌دانید چرا در دیزی بازه یا آن‌که چرا دم خر درازه؟
- آیا می‌دانید چرا آب تو تلمبه‌ست یا حتی چرا گوشکوب قلنبه‌ست؟

 آیا می‌دانید با هوش‌ترین زن دنیا 5 فوق‌لیسانس دارد و ضریب هوشی او 200 است و دنبال كار است.

 - آیا می‌دانید اولین فردی كه در اروپا اقامت گرفت یك زن ایرانی بود و بعد مسأله اقامت خارجی‌ها مطرح شد
.

 - آیا می‌دانید ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر جامعه هستند حتی ثروتمندتر از ملكه الیزابت
.

 - آیا می‌دانید ایرانیان در آمریكا فرهیخته‌ترین افراد جامعه امریكا هستند
.

 - آیا می‌دانید رئیس كامپیوتر ناسا یك ایرانی است
.

 - آیا می‌دانید حدود 250 ایرانی در ناسا محقق داریم
.

 - آیا می‌دانید كورش كبیر بر جهان حكومت می‌كرد و به نوعی قدرت جهان در دست ایران بود
.

 - آیا می‌دانید سال 2001 در فرانسه سال ایران نام داشت
.

- آیا می‌دانید اگر 3 قاره آسیا و امریكا و آفریقا را به هم وصل كنیم ایران در مركز جهان است.

 - آیا می‌دانید فرشته‌ها با سرعت نور حركت می‌كنند و زمان بر آن‌ها كند می‌شود
.

 - آیا می‌دانید انسان در سال 3000 قد متوسط 2 متر و 120 سال عمر و پوست قهوه‌ای خواهد داشت
.

 - آیا می‌دانید وزن 1 قاشق چایخوری از سیاه چاله‌ها 2 میلیارد تن است؛ بله 2 میلیارد تن
.

 - آیا می‌دانید یك سیاهچاله در كهكشان راه شیری است كه هر ثانیه 1000 بار دور خودمی‌چرخد
.

 - آیا می‌دانید ضریب هوشی انسان‌های معمولی بین 85 تا 105 است
.

 - آیا می‌دانید هر تار موی انسان می‌تواند تا وزن 100 گرم رشد كند
.
- آیا می‌دانید بلندترین موی سر دنیا 6 متر است
.

 - آیا می‌دانید چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگاپیكسل است
.

 - آیا می‌دانید سریع‌ترین عنكبوت دنیا دارای سرعتKm 16در ساعت است كه در افریقاست
.

 - آیا می‌دانید یك انسان نهایتاً می‌تواند با سرعتKm 35در ساعت بدود
.

 - آیا می‌دانید نوعی عنكبوت می‌تواند 300 برابر وزنش را بلند كند
.

 - آیا می‌دانید طول موج نور مرئی بین 700 – 400 نانومتر است
.

 - آیا می‌دانید خورشید كوچك‌ترین ستاره دنیا است
.

 - آیا می‌دانید وقتی به خورشید نگاه می‌كنید صحنه 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می‌كنید
.
- آیا می‌دانید زمین در آغاز پیدایش خود 2000 بار بزرگ‌تر از حجم كنونی خود را داشته است
.

 - آیا می‌دانید مساحت سوراخ اوزون 34 میلیون كیلومتر مربع یا به اندازه آمریكای شمالی است
.

 - آیا می‌دانید سالانه 3,1 میلیون مترمكعب چوب صرف چوب‌های غذاخوری در چین می‌شود
.

 - آیا می‌دانید ماموت‌ها كه 10 هزار سال پیش منقرض شدند تا 6 سالگی شیر مادرشان را می‌خوردند
.

 - آیا می‌دانید جوانان هندی شادترین و جوانان ژاپنی افسرده‌ترین‌های جهانند
.

 - آیا می‌دانید مردم فیلیپین به بیش از 1000 لهجه سخن می‌گویند
.

 -
آیا می‌دانید عمر مفید انسان‌ها در كف دستشان نوشته شده است، نگاه كنید. 63 = 18 - 81

 - آیا می‌دانید مسن‌ترین انسان دنیا با 142 سال سن الان در ایران زندگی می‌كند
.

 - آیا می‌دانید به گفته صندوق پول جهان ایران در تورم رتبه 5 جهان است و تا چند سال دیگر البته 1 خواهد شد
.

 - آیا می‌دانید گران‌ترین كفش دنیا 1 میلیارد و 700 میلیون تومان است
.

 - آیا می‌دانید گران‌ترین سینمای خانگی 210 میلیون تومان است
.

 - آیا می‌دانید گران‌ترین بلندگوی جهان 210 میلیون تومان قیمت دارد.7.gif7.gif7.gif


نمی‌دانید دیگر... اگر می‌دانستید دنیا جای بهتری برای زندگی بود. من به چند علت خواستم تا شما این چیزها را بدانید.
یکی برای این که این مطالب «آیا می‌دانید» کلی بازدیدکننده داره و می‌تونه هیت اینجا رو ببره بالا و از طرف دیگه هم مشتریمون زیاد می‌شه. بعدش خواستم بگم که ما مثلاً خیلی بارمونه و دیگه این که مطلب کپی‌پیست‌خور برای مجله‌ها جور کنم.

پایان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 23:35  توسط امیر  | 

مایکل جکسون

مایکل جکسون، ستاره موسیقی پاپ روز پنجشنبه، 25 ژوئن در سن پنجاه سالگی در لس آنجلس درگذشت.جرامین، برادر مایکل جکسون گفت به نظر می رسد او در اثر نارسایی قلبی درگذشته باشد.جسد مایکل جکسون با هلی کوپتر از بیمارستان به پزشکی قانونی منتقل شده است.مرگ آقای جکسون پس از آن اعلام شد که به علت ایست قلبی به وسیله نیروهای امدادی از خانه اش در هالیوود به بیمارستانی در لس آنجلس منتقل شد.روزنامه لس آنجلس تایمز در وب سایت خود گزارش داد هنگام مراجعه ماموران امداد به منزل آقای جکسون، تنفس او متوقف شده بود. این گزارش می افزاید ماموران به احیای قلبی-تنفسی مایکل جکسون اقدام کردند.بعضی از اعضای خانواده مایکل جکسون به بیمارستان رفته اند. علاقمندان این ستاره سرشناس پاپ در اطراف بیمارستان و همچنین در اطراف خانه او جمع شده اند.مایکل جکسون دارای سابقه مشکلات پزشکی بود و تحت درمان قرار داشت.او قرار بود کمتر از یک ماه دیگر پس از دوازده سال دوری از صحنه های جهانی، تور بین المللی خود را در لندن آغاز کند.مایکل جکسون فعالیت حرفه ای خود در زمینه موسیقی را از دوران کودکی با برادرانش در گروه جکسون فایو شروع کرد.او در دهه هشتاد میلادی با ترانه های "تریلر" و "بد" به شهرت جهانی رسید.به گزارش کتاب رکوردهای گینس، آلبوم تریلر مایکل جکسون که سال 1982 عرضه شد، با شصت و پنج میلیون نسخه فروش، پر فروش ترین آلبوم موسیقی در جهان بوده است.مایکل جکسون در سال های گذشته به علت جنجال های اخلاقی و مشکلات مالی منزوی شده بود.او شش سال پیش به اتهام آزار جنسی یک پسر چهارده ساله بازداشت شد ولی دادگاه پس از یک محاکمه جنجالی پنج ماهه او را بیگناه تشخیص داد.مایکل جکسون سه فرزند به نام های مایکل جوزف، پاریس مایکل کاترین و پرینس مایکل دوم از خود به جا گذاشته است

فراز و نشیب مایکل جکسون

مایکل جوزف جکسن در تاریخ ۲۹ آگوست ۱۹۵۸، در شهر گری, ایندیانا (شهرک صنعتی در نزدیکی شهر شیکاگو, ایلینویز) در خانواده‌ای از طبقهٔ کارگر متولد شد. پسر جوزف والتر «جو» و کاترین اسکروز استر, او هفتمین فرزند از ده فرزند است. خواهران و برادران او ربی, جکی, تیتو, جرمین, لاتویا, مارلون, رندی و جنت هستند. جوزف جکسن در استخدام معدن آهن بود و اغلب با برادرش لوتر در یک گروه موسیقی R&B به نام فالکونز اجرا می‌کرد. مادر مذهبی جکسن، فرزندش را با باورهای فرقهٔ یهوه (نام خدا در زبان عبری ـــ فرقه‌ای مسیحی) تربیت کرد.

جکسن از اوایل دوران خردسالی مورد سوء استفادهٔ جسمی و روحی پدرش قرار داشت. او کار بی وقفه, شلاق و کلمات رکیک را تحمل می‌کرد. این سوء استفاده ها, زندگی او را در بزرگسالی تحت شعاع قرار داد. در نتیجهٔ یک جر و بحث ـــــ که بعدها مارلون جکسن به آن اشاره کردـــــ جوزف مایکل را از یک پا, سر و ته در هوا نگه داشت و «بارها و بارها با مشت به کمر و پشت او کوبید»

. جوزف اغلب مچ گیری می‌کرد یا فرزندان پسر را به دیوار فشار می‌داد. یک شب وقتی جکسن خواب بود, جوزف از بیرون خود را به پنجرهٔ اتاق خواب او رساند و در حالی که ماسک ترسناکی بر چهره داشت با جیغ و فریاد وارد اتاق شد. جوزف گفت که می‌خواسته به فرزندانش یاد بدهد که هنگام خواب پنجرهٔ اتاق خواب را باز نگذارند. اما تا سال‌ها بعد از آن, کابوسهای دزدیده شدن از اتاق خواب جکسن را رها نکرد.

جکسن خیلی زود استعدادش را در موسیقی بروز داد، او در سن پنج سالگی در حضور همکلاسی‌ها و حضار دیگر به مناسبت کریسمس اجرا می‌کرد. در سال ۱۹۶۴ جکسن و مارلون یکی پس از دیگری به عنوان نوازندگان پس زمینه، با نواختن کونگا و تمبورین، به گروه برادران جکسن ــــ گروهی که توسط جکی، تیتو و جرمین تشکیل شده بودــــ پیوستند. پس از آن جکسن شروع به خواندن در پس زمینه و رقصیدن کرد; در سن هشت سالگی، او و جرمین در جایگاه خواننده‌های اصلی گروه قرار گرفتند و نام گروه به جکسن فایو تغییر کرد

در ۲۷ ژانویه ۱۹۸۴، جکسن دچار یک بد اقبالی شد. ضمن ساخت یک فیلم تبلیغاتی برای پپسی کولا در سالن نمایش بزرگ شراین در لوس آنجلس، موهای او بر اثر خطا در عملیات آتش بازی آتش گرفت و پوست سرش دچار سوختگی درجه سه شد. این حادثه در برابر چشمان سالن لبریز از جمعیت که برای بازسازی یک کنسرت آنجا گرد آمده بودند اتفاق افتاد. این واقعه سوژه‌ای برای کنکاش وسیع توسط رسانه ها، با هدف بهره برداری از همدردی لبریز از احساس مردم با جکسن شد. شرکت پپسی خسارت این حادثه را خارج از دادگاه پرداخت و جکسن یک و نیم میلیون دلاری را که به او پرداخت شده بود به «مرکز سوختگی مایکل جکسن» اهدا کرد.

 این مرکز، طرح تکنولوژی جدیدی برای کمک به افرادی با سوختگی‌های عمیق بود. اندکی پس از آن، سومین جراحی پلاستیک روی بینی جکسن انجام شد و او خود آگاهانه تر دربارهٔ ظاهرش رفتار کرد.

در ۱۴ مه ‌۱۹۸۴، جکسن به کاخ سفید دعوت شد تا جایزه‌ای را از دستان رئیس جمهور وقت آمریکا رونالد ریگان دریافت کند. جایزه برای قدردانی از حمایت‌های جکسن از حرکت‌های خیریه بر علیه اعتیاد به الکل و مواد مخدر به او داده شد. جکسن در مراسم گرمی ۱۹۸۴، هشت جایزه برد. Thriller برخلاف آلبوم‌های قبلی با یک تور رسمی حمایت نشد، اما در ۱۹۸۴ تور Victory (پیروزی) جکسونز، اکثر آثار سولوی جدید جکسون را برای بیش از دو میلیون تماشاچی در آمریکا به نمایش گذاشت. او سهم پنج میلیونی خود را از این تور به خیریه بخشید.

پوست جکسن در تمام دوران کودکی و نوجوانی اش به رنگ قهوه‌ای متوسطی بود, اما از اوایل دههٔ هشتاد، رنگ پوست او روشن تر شد. این تغییر بطور وسیعی تحت پوشش رسانه‌ها قرار گرفت, از جمله شایعه‌هایی که ادعا می‌کردند جکسن پوست خود را سفید می‌کند. در اواسط دههٔ هشتاد، تشخیص داده شد که جکسن مبتلا به برص و لوپوس است؛ جکسن مبتلا به لوپوس خفیف است، اما هر دوی این بیماری‌ها او را حساس به نور خورشید می‌کنند. شیوهٔ درمانی که جکسن برای این بیماری‌ها استفاده می‌کند باعث روشن تر شدن پوست او می‌شود، و با گریم پن کیکی که برای پوشاندن لکه‌ها و یکدست کردن رنگ پوستش اجرا می‌شود، پوست او می‌تواند خیلی روشن به نظر برسد.

شکل چهره‌اش هم تغییر کرده است؛ چند جراح نظر داده‌اند که او چند عمل جراحی بینی، جراحی پیشانی، نازک کردن لب و یک جراحی گونه را پشت سر گذاشته‌است. تغییرات چهرهٔ او تا قسمتی بخاطر کاهش وزن شدید بود. در اوایل دههٔ هشتاد بدن جکسن بخاطر تغییر در رژیم غذایی و تمایلش برای داشتن «بدن یک رقصنده» قلمی تر شد. شاهدان اظهار کرده‌اند که جکسن اغلب سرگیجه داشت و به نظرشان او در مورد چگونه به نظر رسیدن بدنش وسواس پیدا کرده بود؛ برخی افراد حرفه‌ای در زمینهٔ علم پزشکی بطور علنی بیان کرده‌اند که طبق عقیدهٔ آن‌ها خواننده سندروم دیسمورفی بدنی دارد، شرایط ذهنی که در آن بیمار نمی‌داند دیگران دربارهٔ او چه نظری دارند

اتهامات سوء استفادهٔ جنسی و ازدواج

در فوریهٔ ۱۹۹۳، جکسن در مصاحبه‌ای با اپرا وینفری به مدت ۹۰ دقیقه شرکت کرد، اولین مصاحبهٔ او از سال ۱۹۷۹. هنگامی که از بدرفتاریهای پدرش از او در دوران کودکی صحبت می‌کرد عضلات چهره‌اش منقبض می‌شد; او باور داشت که بیشتر سال‌های دوران کودکی‌اش را از دست داده، و تصدیق کرد که در کودکی اغلب از تنهایی می‌گریست. جکسن در مصاحبه‌ی سال ۱۹۹۳، برای اولین بار آشکارا در بارهٔ سوء استفاده‌های دوران کودکی اش سخن گفت. او گفت که در کودکی اغلب از تنهایی می‌گریست و گاهی اوقات با دیدن پدرش بیمار می‌شد یا حالت تهوع به او دست می‌داد. در مصاحبهٔ بسیار معروف دیگری به نام زیستن با مایکل جکسن در سال ۲۰۰۳, او در حالی که در بارهٔ سوء استفاده‌های دوران کودکی اش صحبت می‌کرد چهرهٔ خود را با دست‌هایش پوشاند و گریست. او با یاد آوری جوزف که با کمربندی در دست روی صندلی می‌نشست و او و برادرانش را تمرین می‌داد گفث «اگه تو اونو درست انجام نمی‌دادی، اون اشکتو در می‌آورد، واقعا حالتو می‌گرفت

 او شایعات اخیر مبنی بر اینکه او استخوان‌های مرد فیل نما را خریده و یا اینکه زیر چتر اکسیژن پرفشار می‌خوابد را رد نمود.

 همچنین نظرات مربوط به اینکه او پوستش را سفید کرده را منتفی دانست، و برای اولین بار تصدیق کرد که مبتلا به است. ۹۰ میلیون آمریکایی به تماشای این مصاحبه نشستند، و این برنامه چهارمین برنامهٔ پر بینندهٔ غیر ورزشی در تاریخ آمریکا شد. این برنامه بحث و کنجکاوی عمومی دربارهٔ ویتیلایگو ایجاد کرد، عارضه‌ای تا آن زمان تقریبا شناخته نشده بود. Dangerous بیش از یکسال بعد از انتشارش، دوباره در میان ۱۰ آلبوم پرفروش جدول قرار گرفت

.اما در بیست و چهارم آگوست سال 1993 و درست در هنگام اجرای تورهای Dangerous , اتفاق غیر منتظره ای رخ داد و مایکل جکسن توسط پسری ۱۳ ساله بنام جوردن چندلر و پدرش ایوان چندلر به سوءاستفادهٔ جنسی از کودکان متهم شد. رابطه دوستی بین جکسن و ایوان چندلر فرو پاشید. کمی بعد از آن، صدای ایوان چندلر در یک مکالمهٔ تلفنی ضبط شد که در در کنار سخنان دیگر می‌گفت, «اگه این کارو بکنم دوران بزرگ من شروع می‌شه. ممکن نیست ببازم. هر چی بخوام گیرم می‌یاد و اونا تا ابد نابودن.... این پایان کار مایکله». یک سال بعد از آشنایی آن ها, جردن چندلر تحت تاثیر یک مسکن مشکوک, به پدرش گفت که جکسن اندام جنسی او را لمس نموده‌است. تیم‌های قانونی ایوان چندلر و جکسن وارد کار شدند, سپس شروع به چانه زنی کردند تا قضیه را با یک توافق مالی فیصله دهند، اما توفیقی حاصل نشد;

 چانه زنی توسط چندلر شروع شد، او بر سر مبلغ چانه می‌زد، اما جکسن نیز در رد درخواست‌های او چند پیشنهاد داد. سپس جردن چندلر به یک روانپزشک و بعدا به پلیس گفت که او و جکسن موقعیت‌های بوسیدن و .... را با هم تجربه کرده‌اند، او همچنین جزئیات تصویری، از آنچه ادعا می‌کرد اندام جنسی خواننده‌ است ترسیم نمود.

تحقیقات رسمی شروع شد، مادر جردن چندلر مصر بود که خطایی از طرف جکسن نبوده‌است. نورلند تفتیش شد; بچه‌ها و تعداد زیادی از خویشاوندان، اینکه او خطا کار باشد را مصرانه رد کردند. وضعیت جکسن وقتی بدتر شد که خواهر بزرگترش لاتویا جکسن او را به خطاکاربودن بودن متهم کرد, بیانیه‌ای که لاتویا بعدا پس گرفت.

 جکسن قبول کرد که در خانه اش از بدن برهنهٔ او بمدت ۲۵ دقیقه تفتیش به عمل بیاید. این تفتیش به منظور بررسی وجود تطابق دقیق, با تصویر ارائه شده از طرف جردن چندلر انجام شد. دکترها اتفاق نظر داشتند که برخی شباهت‌های قوی وجود دارد، اما بطور قطعی هم نظیر نیست. جکسن بیانیه‌ای پر احساس در بارهٔ آنچه در جریان بود منتشر کرد; او اعلام بی گناهی نمود، از آنچه به عنوان پوشش غرض ورزانهٔ رسانه‌ای نام برد انتقاد کرد و از تفتیش بدنش سخن گفت

.جکسن برای مقابله با استرس اتهاماتی که به او وارد شده بود، شروع به استفاده از مسکن ها، والیوم، زاناکس و آتیوان کرد. تا پاییز ۱۹۹۳، جکسن به داروها اعتیاد پیدا کرده بود. وضعیت سلامتی جکسن تا حدی به وخامت گذاشت که او یاد آوری تور جهانی Dangerous خود را کنسل نمود و چند ماهی به یک مرکز درمان اعتیاد رفت. استرس اتهامات باعث شد که جکسن از غذا خوردن دست بردارد, و وزن بسیار زیادی از دست بدهد. بخاطر سلامتی در حال افول او, دوستان و مشاوران قانونی کنترل روند دفاع و اوضاع مالی او را بر عهده گرفتند; آن‌ها از او می‌خواستند که به توافق خارج از دادگاه جواب مثبت دهد، چون باور داشتند که در صورت برگزاری جریان طولانی مدت دادگاه ها، جکسن دوام نخواهد آورد

.واکنش رسانه‌های شایعه پرداز به اتهامات مطرح شده، جکسن را در شرایط نامطلوبی قرار داد. کارشکنی‌های رسانه‌ها و چگونگی پوشش وقایا توسط آن‌ها، شامل استفاده از سرتیتر‌های تحریک آمیز برای جلب خوانندگان و رهگذران در حالی که خود متن با سرتیتر مطابقت نداشت, پذیرفتن داستان‌های افرادی که برای پول به جکسن تهمت دست داشتن در فعالیت‌های مجرمانه می‌زدند, پذیرفتن اطلاعات معتبر جلوه داده شده که از تحقیقات پلیس به بیرون درز داده شده بود در ازای پول, استفاده ی غرض ورزانه از عکس‌های جکسن در بدترین وضعیت ظاهری اش، کمبود واقع گرایی و استفاده از سر تیترهایی که به شدت گناهکار بودن جکسن را تلقین می‌کرد بود. در یک ژانویه ۱۹۹۴ جکسن با خانواده ی چندلر و تیم حقوقی آن‌ها به مبلغ ۲۲ میلیون دلار در خارج از دادگاه به توافق رسید. بعد از توافق، جردن چندلر از همکاری با تحقیقات جنایی پلیس خودداری نمود. جکسن هرگز دستگیر نشد و پرونده با اعلام این که شواهد کافی در دست نیست بسته شد

.بعدا در همان سال، جکسن با خواننده و ترانه نویس لیزا ماریا پرسلی دختر الویس پرسلی، ازدواج کرد. آن‌ها در سال ۱۹۷۵، در یکی از گردهمایی‌های فامیلی جکسن در (هتل و کازینوی بزرگ MGM|MGM گرند)، برای اولین بار یکدیگر را ملاقات کردند و در اوایل سال ۱۹۹۳، توسط یک دوست مشترک دوباره با هم مرتبط شدند. آن‌ها هر روز تلفنی با هم صحبت می‌کردند. وقتی اتهامات سوء استفادهٔ جنسی از کودکان علنی شد، جکسن به حمایت عاطفی لیزا ماریا وابسته شد; او در جریان سلامتی رو به افول جکسن و اعتیاد او به داروها قرار داشت. لیزا ماریا توضیح داد که، «من باور داشتم که اون هیچ کار نادرستی انجام نداده و اینکه به اون به ناحق تهمت زدن و بله من کم کم مجذوب اون شدم. می‌خواستم نجاتش بدم. احساس کردم می‌تونم این کارو بکنم». در یک تماس تلفنی که جکسن با لیزا ماریا برقرار کرده بود، لیزا او را خیلی بالا، متزلزل و در هپروت توصیف کرد.

 کمی بعد، او سعی کرد که جکسن را متقاعد کند که اتهامات را خارج از دادگاه حل و به یک مرکز درمان اعتیاد مراجعه کند. بعدها جکسن هر دو را انجام داد. نزدیک پاییز ۱۹۹۳, جکسن تلفنی به لیزا ماریا پیشنهاد داد، او گفت، «اگه ازت بخوام که با من ازدواج کنی, اینکارو می‌کنی؟» پرسلی و جکسن به طور خصوصی در دومینیکن ریپابلیک ازدواج کردند, طرفین تا دو ماه ازدواجشان را انکار نمودند. ازدواج، از زبان لیزا, «زندگی یه زوج ازدواج کرده....که از نظر جنسی فعاله» بود. در آن زمان، رسانه‌های شایعه پرداز عنوان کردند که این ازدواج حقه‌ای برای سرپا نگه داشتن چهرهٔ مردمی جکسن در پرتو اتهامات قبلی سوء استفادهٔ جنسی است. جکسن و پرسلی کمتر از دوسال بعد از یکدیگر جدا شدند، آن‌ها دلیل جدایی را اختلافات غیر قابل حل اعلام کردند و ارتباطشان دوستانه باقی ماند

.ازدواج دوم و پدر شدن

در قسمت استرالیایی تور جهانی HIStory، جکسن با پرستار متخصص پوست، دبورا جینی رو (Deborah Jeanne Rowe)، ازدواج کرد و از او صاحب یک فرزند پسر, بنام مایکل جوزف جکسن پسر، (معروف به «پرنس»), و یک فرزند دختر, بنام پاریس مایکل کاترین جکسن شد. این دو ابتدا یکدیگر را در اواسط دههٔ هشتاد، وقتی جکسن متوجه شد که مبتلا به ویتیلایگوست ملاقات کردند. دبی رو سال‌های زیادی را به مراقبت از بیماری جکسن و همچنین حمایت عاطفی از او مشغول بود، بنابراین قبل از آنکه بطور رمانتیک درگیر شوند, رابطهٔ دوستی مستحکمی ایجاد کرده بودند. آن‌ها ابتدا قصد ازدواج نداشتند، اما بعد از اینکه رو برای اولین بار باردار شد, مادر جکسن دخالت کرد و آن‌ها را متقاعد به ازدواج نمود.

 

این زوج در سال ۱۹۹۹ از یکدیگر جدا شدند, گرچه جکسن از توضیح دلیل جدایی خودداری کرد و آن را جزء "اطلاعات خصوصی" دانست, اما دبی رو به این سئوال پاسخ گفت و علت جدایی را غیر قابل تحمل بودن تلاش بی وقفه ی رسانه‌ها در تحت نظر گرفتن زندگی خصوصی جکسن برای او اعلام کرد و در ادامه گفت که به جکسن علاقه ی بسیاری دارد و برای او هر کاری می‌کند. رو حضانت کامل فرزندان را به جکسن داد، آن‌ها هنوز با هم دوست هستند.

اخبار مرگ جکسن بسرعت در سطح اینترنت منتشر شد و به علت هجوم ناگهانی کاربران بسیاری از وب سایت‌ها دچار مشکلات فنی شدند. گوگل اعلام کرد که بعد از افزایش ناگهانی جستجو برای «مایکل جکسن» دچار مشکلات فنی شد طوری که شرکت تصور کرد مورد حملهٔ هکرها قرار گرفته‌است. سایت اجتماعی تویتر با سرازیر شدن تعداد رکوردشکنی از کاربران برای انتشار اخبار مرگ جکسن دچار درهم شکستگی ناگهانی شد. ای آی ام سرویس اس ام اس ارائه شده توسط آمریکا آنلاین برای چهل دقیقه آفلاین شد. شرکت این شرایط را «لحظه‌ای جاودانه در تاریخ اینترنت» نامید و اضافه کرد «تا به حال موردی با این وسعت و عمق ندیده بودیم». ویکی پدیا نیز اختلالات فنی را به علت ویرایش‌های بیشمار و انباشتگی بیش از حد کاربران تجربه کرد.

در ساعات بعد از مرگ جکسن فروش آثار او بشدت افزایش یافت. کمتر از چهار ماه قبل از درگذشت جکسن، ایان هالپرین-یکی از کسانی که به نوشتن زندگینامهٔ او اقدام کرده بود-افشا کرد که جکسن مجموعه‌ای حاوی بیش از ۱۰۰ آلبوم داشت که قرار بود بعد مرگ او برای حمایت از فرزندانش منتشر بشود

بقیه اش هم توی ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 23:10  توسط امیر  | 

EMO

امو در واقع نام یک نوع موسیقیه که طرفداران زیادی داره. طرفداران موسیقی امو به روش خاص خودشون لباس میپوشن, رفتار میکنن ٫ صحبت میکنن و ارایش خاص خودشونو دارن. شما ممکنه خیلی ها رو تا حالا دیده باشین ولی متوجه نشده باشین یا دقت نکرده باشین.

در واقع امو یک گروه عاشق (تریپ love) هستن و کمی هم تریپ افسرده دارن و کلآ آدمهای متعصب هستن و توی روابطشون هیچ قید و بندی ندارن یعنی واسشون فرقی نمیکنه با مونث یا مذکر رابطه داشته باشن.

طبق آیین امو هر کس میتونه امو باشه به شرطی که واقعا بخواد. برای اینکه صد درصد امو باشید خیلی سخته , اینو کسایی که قانون امو رو دنبال میکنن بهتر از هر کسی میدونن.

مدل موی امو به این صورته که موهارو سیاه پر کلاغی رنگ میکنن و جلوی موهارو باید به صورتی کوتاه کرد که تل بلندی روی چشم راست رو بپوشونه. متداول ترین رنگ برای مدل امو رنگ کردن مو به رنگ سیاه پرکلاغی هست , البته مو ها باید به اندازه لازم بلند باشه تا بشه تلها رو طوری کوتاه کنین که طرف راست صورتتون رو بپوشونه. در واقع کسی نباید بتونه طرف راست صورت بخصوص چشم راستتونو ببینه.!!!

معمولا کسایی که این نوع مدل مو رو دارن سعی میکنن که موهاشونو چرب نگهدارن. با استفاده از واکسهای مو یا نشستن سر برای چند روز موهاتون خودبخود چرب میشه. بعضی ها هم مو را تمیز نگه میدارن این بستگی به اهنگ مورد علاقتون داره. برای داشتن مدل موی امو دو کار میتونید بکنید یا خودتون موهاتونو کوتاه کنین یا اینکه برید آرایشگاه (barber shop ). میتونین موهارو هایلات(Highlight) هم بکنین که متداول ترینش رنگ قرمز یا بنفش یا هر رنگ عجیب غریب دیگه .

برای داشتن مدل امو باید:

1- مو را سیاه پرکلاغی کنید.
2- پشت مو را با مواد مش بیرنگ کنید تا رنگهای فانتزی خودتونو روش بزارید.
3- موهای جلوی سر به طرف راست شونه میشن و طوری کوتاه میشود تا طرف راست را بگیره به اصطلاح فیکس بشه برای فیکس شدن مو میتونید بعد از استفاده از واکس از تافت یا چسب هم استفاده کنید.
در ضمن میتونین از سرم مو هم استفاده کنین چون هم خاصیت نرم کنندگی رو داره هم موهاتونو درخشان نشون میده..
4- تکه فرق سر باید با کاتر یا قیچی با روش خاصی کوتاه بشه که ایستاده بمونه. به این روش تیز tease کردن مو میگن که مو اسپاکی و شلوغ میمونه. این مدل مو مناسب موهای کم پشت هست تا موهای پرپشت , در غیر این صورت باید موهارو با روشهای دیگر کم پشت کرد. مدل امو در دخترها کمی ملایمتر و صافتره و بیشتر دوست دارن با رنگها بازی کنن.
در زیر چند عکس از امو (emo) گذاشتم
بقيه اش هم توي ادامه.... واقعا عاليه

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 9:45  توسط امیر  | 

من میرم واسه همیشه

خستـــم از روزای ابــری         خیلی سنگینه نـگاهت 
دوست ندارم تو تابستون         بشینــم باز ســر راهت 
نمیـــخوام بـــازم خیـالت         قبـلـه آرزوهــــام شــــه
تـــو بمــون و عاشقـــای         روی پُـــر غـرور و ماهت
 

آره مــن اونم که گفتــم          واسـه چشم تـو دیوونم 
آره مـن قـول داده بــودم          تـا تهش بــاهات بمونـم
ولی پس دادی نگــــامو           زیــر رگبــــــار غـــرورت 
من فقط یکــم شکستم          خوب نگام کنی همونم

 

چـمــدون رویـــاهـــامـو           دیگه برداشتم و بستم 
دیگــه عین اون قدیمــا           چشــــاتو نمیپرستــــم 
رخ تــو عین یه بـــــازی           منــو مـات قصه هـا کرد 
حالا بی اسمـم و تنها            پُــرپــاییز و شکستــــم


اینــی که حــــالا میبـینـی       دیگه مجنون چشات نیست 
دیگه وقتی نیمه شب شه       نگـران لـحظه هــات نیست 
مـــن بــرام فــرقـی نــداره        کـــه تو بــاشی یـا نباشی 
خیلـی وقته دیگه نیستی        تو دلم جـــایی برات نیست
      

از تو هیچ چیزی نـمونــده         نـه نگـــاهی و نـه یــــادی
مـــن سپردمـت به دریــــا         عـیــن یـــه مـوج زیـــــادی 
تازه فهمیدم با این عشق         زندگیـــم چقـد تلـف شـد
تــو بـــه جــای التماســم         یـــه گُلـــم بهـــم نــدادی 

 

 من میرم واسه همیشه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 9:7  توسط امیر  | 

فقط تا هفت روز سیاه تنت کن .....

خیلی دیر رسیدی ای دوست

                                           هفت تا کفن پوسوندم
پیرهن سیاه تنت کن

                                            من فقط یه استخونم 

         ببین چی کردی با این دل                                

                                           فکر کن فقط یه لحظه

                               نذار دیگه بیشتر از این تنم تو گور بلرزه 

ازت یه خواهشی دارم زیر طابوتم و نگیر

وقتی که رفتم زیر خاک قبر منو بقل نگیر

                       حالا دیگه راحته راحتی هر کاری که میخوای بکن

              منو به کی فروختی مفت                          برو واسه همون بمیر

فقط تا هفت روز سیاه تنت کن

                                                   شبای جمعه یادی از ما کن

عشقی که بردی باشه حلالت                   عمری که بردی باشه حرومت

فقط بدون روز قیامت جلوی راه تو رو میگیرم

                       تقاص این عمری که از دست رفته رو ازت میگیرم

مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود

دل من سخت شکست

و چه زشت به من و سادگیم خندیدی

به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود

و خیالم میگفت

تا ابد مال تو بود

تو برو

برو تا راحت تر تکه های دلم را آرام سر هم بند زنم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 9:4  توسط امیر  | 

شعر نا گفته....

نه !

کاری به کار عشق ندارم

                               من هیچ چیز و هیچ کس را دیگر

                                                                       در این زمانه دوست ندارم

انگار

                 این روزگار چشم ندارد من و تو را

                                                             یک روز خوشحال و بی ملال ببیند

زیرا هر چیز و هر کس

                        که دوست تر بداری

                                       حتی اگر یک نخ سیگار یا زهر مار باشد

                                                                                   از تو دریغ میکند

پس با همه وجودم خود را زدم به مردن

تا روزگار دیگر کاری به کار من نداشته باشد

این شعر را هم نا گفته میگذارم  ....

تا روزگار بو نبرد ....

                          گفتم که ...

                                   کاری به کار عشق ندارم !

                                                                                                                   قیصر امین پور

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 8:58  توسط امیر  | 

رضــــایـــــا و آرمین2afm

نام: امير رضا


ملقب به رضايا


سن: ۲۲


ساکن يوسف آباد


دانشجوي ترم سوم رشته ي موسيقي


رنگ مورد علاقه: مشکي


ماشين مورد علاقه: پرشيا ELX


مجرد


تقريبآ ? سال و نيم هست که در سبک R&B فعاليت مي کنه


? سال قبلش سبک پاپ کار مي کرده


اولين آهنگ سبک R&B او "بي معرفت" نام داره که با آرمين2afm اجراش کرده


--------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نام: آرمين


ملقب به 2afm


متولد ارديبهشت ????


تحصيلات: فعلاً ديپلم


ساکن شهرک اميد (تهران پارس)


رنگ مورد علاقه: قهوه اي سوخته و سبز ارتشي


مجرد


? سالي هست که سبک رپ کار مي کنه


اولين آهنگ حرفه اي خودش رو "رقص جامايکايي" مي دونه


لقب 2afm رو براي اين انتخاب کرده که قبلاً عضو گروهي با همين عنوان بوده که اعضاي آنرا: آرمين (A) ، علي (A) ، فرهاد (F) و مهراد (M) تشکيل مي دادند

بقیه اش هم توی ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 12:24  توسط امیر  | 

سلطان رپ بـــــهــــــرام

این بهرام خواننده محبوب خودم هم هستش

متولد : نیمه ی دوم بهار 67 در میدان رسالت تهران البته میگن به قیافمم بیشتر میخوره
در یک خانواده نه چندان مذهبی به دنیا اومدم
پدر یه وانت داشت و باهاش کار میکرد تا بتونه خرج زندگیشو در بیاره
یه خونه ی کوچیک نبش کوچه ای که نصفش خاکی بود بچگیام میرفتم میدون رسالت دعواهای میدون رو میدیدم !
بزرگتر که شدم یکم وضعمون بهتر شد و توی یکی از محله های نارمک خونه اجاره کردم پدرم!(خونش یکم بهتر بود) (با یه میدون بزرگ هم همجوار بود)
دبستان راهنمای اونجا بودم .ادمای جالبی اونجا نبودن کم کم منم همرنگ اونا شدم !وقتی همبازی اونا شدم !
یادمه دستمال کاغذی رو لوله می کردیم.دورش به مقوا می پیچیدیم.بعد لای دستمال کاغذی هم یه لوله کاغذ میذاشتیم و سرش و روشن می کردیم.وقتی می کشیدم خیلی می سوخت ولی دوستام از دودش تحسینم می کردن
بگذریم...
درسم خوب بود جزء بهترینهای مدرسه همه دوسم داشتن مخصوصا معلما ( به خاطر اینکه اوراق بچه ها رو میدادن تا من تصحیح کنم) در حقیقت اینجوری نبود زیر اب کاه نه ولی با سیاست بودم !!!!
شیطتنتهای دوره ی راهنمایم جوری بود که هیچکس ازم انتظار نداشت بچه زرنگ مدرسه ؟این کارو بکنه ؟البته غیر از درس نه قیافشو داشتم که همچین کاری رو کرده باشم نه سابقه ای داشتم !
به ظاهر اروم بودم توی کلاس هم میز دوم میشستم !
اوخر دوره ی راهنمای علاقه ی هنریم به سمت رپ تغییر مسیر داد !
البته اون روز فکر نمی کردم یه روز خودم رپ بخونم گوش میدادم و حالشو میبردم !
دوران دبیرستان محله باز عوض شد!!!(سمت مجدیه خونه خریدم با بهتر شدن اوضاع پدر)
از دوران دبیرستان همه چیز تغییر کرد !
اول دبیرستان با دو نفر اشنا شدم که گروهی به اسم گپ داشتن(سال 1380)
کارشون واسم خلی جالب بود اخه تا حالا رپ فارسی نشنیده بودم !
خلاصه :
گروه گپ اهنگاشونو به من دادن تا تمرین کنم بلکه یه روز بتونم باهاشون کار کنم !
علاقه ی عجیب و غریبی داشتم !اینقدر تمرین کردم که بعد از یک ما تونستم اهنگ بخونم !
در اوخر ابان 1380 یه البوم جمع کردم البته جای منتشر نشد !
اسم البوم(واسه الان بخون) بود . از نظر فنی خوب بود ولی از نظر شعر ضعیف بود !(محتوای شعریش شبیه گپ بود)
واسه همینم شروع به ترجمه ی اثار غربی کردم تا بفهمم موضوع رپ چیه . این چیزی نبود که بشه بهم درس داد !
از همون موقع درسم به شدت افت پیدا کرد .و دیگه شیطنت هام هم جوری نبود که بشه با سیاست قایمش کرد.کم کم شد م صدر نشین لیست سیاه مدرسه !
و ته کلاس نشین ها !!!!
ته کلاس دوستای بغل دستیم مسخرم میکردن دلیلش این بود که سر کلاس هم دس از سر شعر گفتن بر نمیداشتم !!!!!!!هر چند ضعیف ولی تمرین باعث شد که .. .البته از قبل اهل نوشتن بودم !!
داستان مینوشتم ! ادبیات قوی داشتم !ولی خب شعر رپ یه چیز دیگس!
کم کم سبک لباس پوشیدن هم تغیر کرد ! شلوارهایی که خشتکش زمین و جارو می کرد و تی شرت هایی که زانوهامو رو می پوشوند!
گروه 5 نفره با این سبک لباس تو مدرسه تشکل دادم !انگشت نما بود ..
دعواهای مدرسه رو خیلی دوس داشتم ! اگه روزی اتفاقی نمی افتاد با اون 4 نفر هم دیگه رو میزدیم !!
روز به روز تو ضمینه ی موسیقی فعالتر میشدم !یه نرم افزار نسبتا حرفه از یکی از دوستم یاد گرفتم
شعرامم بهتر میشد هر روز!! البته که گفتن این حرفا اسونه !
1381 با تمرین وتلاش زیاد شروع به تمرین خوندن کردم !
بدون اهنگ شعر مینوشتم !و تو راه مدرسه یکی از دوستام با دهن اهنگ مید منم شعرامو میخوندم !
تو همین زمان بود که به کلم خورد کار کنم و پولامو جمع کنم !تو یه شرکت طراحی(مال بابای یکی از دوستام بود )-( میدون انقلاب -برج مهستان) شروع به کار شدم هر کاری: ابدارچی منشی گارگری و.. بسته های مقوا رو از پایین برج میبردم و بر عکس(اسانسور خراب بود)(شانس من)
داشتم پولامو جمع میکردم که یکی از رفقا ازم قرص خواست منم با کمال میل بهش دادم که هیچ وقت ازش پس نگرفتم !نارو خوردن از رفیق خیلی سخته ولی نا امیدی بد تره !
با همون یه ذره پولی که واسم مونده بود باز شروع به کار کردم !
طی چهار سال تک اهنگای تو خونه با میکرفن معمولی ظبط کردم بلاخره سال 85 تونستم اولین البوم رسمی به اسم بهرام رو به صورت زیر زمینی منتشر کنم !
بهترین اهنگای این البوم از نظر خودم وبقیه !:
برقص با من" و "تشکر از مادرم"
همچنین در اون زمان در مسابقه فری استایل سایت ایران میکروفون شرکت کردم و تونستم مقام اول رو کسب کنم! با آهنگ "فقر
اکثر شعرامو چه الان چه قبل تو خیابون میگم !
وقتی پیاده میرم ! وقتی دارم قدم میزنم !
تو تاکسی تو اتوبوس ! و خیلی جاهای دیگه!
جاده با من حرف میزنه
بعد البوم اول هم بیکار نشستم !
اواسط 85 البوم دوم کار کردم !
عکس العمل مخاطبا باعث شد تا مستحکم تر کار کنم !
با یه استعداد رو به رو شدم و تصمیم گرفتم اونو با سبک خودم همرا کنم !من و ولفگان با هم همکار شدیم !!!!تا هم بتونم کمکی به اون کرده باشم هم البوم دوم رو متنوع تر کار کنم !
البوم دوم منتشر شد ! با نام (فرصت )
آلبوم فرصت با موفقیت آهنگهای "فرصت" ، "اذان" و "من با تو" مواجه شد!
انتقادهای خوبی هم از طرف مخاطبان مطرح شد که در پیشرفت امروزی من بی تاثیر نبودند.
برخورد مخاطبان باعث شد تا تلاشم رو چند برابر کنم ! تا جای که اواخر 85 تونستم سومین البوم خودم رو منتشر کردم اسم البوم هم درد دل بود
آلبوم درد دل با موفقیت عجیب و غریب آهنگهای "درد دل" ، "بن بست" ،"ایران پاک" و "سلطان رپ" روبرو شد !

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 14:9  توسط امیر  | 

پیشرو

{ بیوگرافی پیشرو {

رضا پیشرو متولد بهمن ماه 1364 است.او از 5 سال پیش شروع  به رپ  خوانی کرده

است که طی آن دو آلبوم بیرون داده است.او در آلبوم اول  خود که وقته کثیف نام داشت

در حدود 18 آهنگ پخش کرد که تعدادی از آنها در نت پخش نشد. نکته جالب این است

که آهنگ وقته کثیف هیچوقت بر روی نت نیامد. اگر بخواهیم از آلبوم اول رضا چند

آهنگ زیبا نام ببریم می تواینم به نام اهنگهای پرده اخر و لبخند تلخ و وقته کثیف اشاره

کرد.

رضا در طول 5 سال سابقه کاری خود بدترین اهنگ های خود را از این آلبوم نام می برد

آهنگ هایی که با ابد و داریا در ابتدای کارش رکورد کرده بود...مانند:فاک زدبازی با

همکاری داریا و فینچر(که رضا ابراز پشیمونی کرد از خوندن این اهنگ).

تغییر به همراهی داریا و فینچر.محبوبیت و مقابله هردو با همراهی ابد و خودخواه با

همکاری داریا. آلبوم دوم او که واقعیت نام دارد تحول عظیمی در سبک رپ در ایران

بوجود آورد.این آلبوم از کیفیت بسیار بالایی برخوردار است .رضا پیشرو در این آلبوم

در حدود 10 الی 12 آهنگ خوانده است که هر کدام از زیبایی خاصی برخوردار است.

این آلبوم با اهنگ های زیبا و تکست های قویش باعث شد رضا را در صدر برترین رپرهای

ایران جای دهد.

 

بیشتر آهنگهای این آلبوم با همکاری امیر تتلو بهترین خواننده سبک آر اند بی در ایران است.

رضا دلیل اینکار را صدای زیبای امیر و دلنشین بودن سبک آر اند بی اعلام میکند. اکثر آهنگهای

این آلبوم زیبا هستند و تعدادی از انها از پرطرفدار ترین آهنگ های پرشین رپ هستند.مانند:

واقعیت(با موضوع سیاسی به همراه ابلیس علی کینگ و تتلو)باید برم(موضوع شخصی)برو از

پیشه من (با همکاری تتلوتهی و روزبه)سفری بی انتها(آهنگ معنوی با همکاری امزیپر) زندانی

و چشام ندید و... .

 

پیشرو و 3پاک القاب رضا بودند که وی در اواسط کارش تصمیم می گیرد لقب 3پاک را واسه

همیشه از خود دور کند به همین دلیل آهنگی با نام فقط 021 می خواند که در آن به این موضوع

اعلام می شود. آهنگ مورد علاقه رضا باید برم است که در اخر این آهنگ اعلام می کند 2سال

رپ نخواهد خوند اما به دلایلی نتوانست اینکارو بکند و تصمیم گرفت ادامه دهد و خیلی ها رو با

این تصمیم خوشحال کرد.رضا پیشرو همیشه از سروش لشکری ملقب به هیچکس به عنوان

برترین رپ کن ایران در کنار خود نام میبرد.

وی می گوید برای انتخاب بهترین خواننده فقط نیاز به گوش دادن به آهنگ های او نیست بلکه باید

واقعیت زندگی اورا دانست. نامزد وی که ملقب به آتش است تا به اینجا دو اهنگ بیرون داده است

که یکی با همکاری خود رضا و پیمان قدرت بود و دیگری هم به تنهایی رکورد کرده است.

  { ماجرای نامزدی پیشرو با آتش {

اسم اصلی نامزد پیشرو که او را با نام آتش می شناسن بهاره است و ماجرا اینه که این بهاره که

قیافش رو ببینید یاد بدهکاری هاتون می یفتید رپ می خونده  و یه شب رضا پیشرو مست میکنه و

میزنه این خانومه بهاره رو  ... می کنه. سر همین موضوع وقتی رضا مستی از سرش می پره

می فهمی چه گهی خورده....

بهاره هم به سروش شکایت می کنه و رضا هم مجبور می شه با بهاره یا همون آتش نامزد کنه و توی

آهنگ باید برم میگه (( مجبور بودم با عشق نافرجام بمونم به زور )) و منظور هم همینه

 حالا جریان آهنگ عشق من یک آهنگ الکی و ظاهری است....

بقیش هم توی ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 10:2  توسط امیر  | 

مناظره خسرو و فرهاد

 مناظره خسرو با فرهاد 

 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین

 

نخستین بار گفتش کز کجائی

بگفت از دار ملک آشنائی

بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند

بگفت انده خرند و جان فروشند

بگفتا جان فروشی در ادب نیست

بگفت از عشقبازان این عجب نیست

بگفت از دل شدی عاشق بدینسان؟

بگفت از دل تو می‌گوئی من از جان

بگفتا عشق شیرین بر تو چونست

بگفت از جان شیرینم فزونست

بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب

بگفت آری چو خواب آید کجا خواب

بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک

بگفت آنگه که باشم خفته در خاک

بگفتا گر خرامی در سرایش

بگفت اندازم این سر زیر پایش

بگفتا گر کند چشم تو را ریش

بگفت این چشم دیگر دارمش پیش

بگفتا گر کسیش آرد فرا چنگ

بگفت آهن خورد ور خود بود سنگ

بگفتا گر نیابی سوی او راه

بگفت از دور شاید دید در ماه

بگفتا دوری از مه نیست در خور

بگفت آشفته از مه دور بهتر

بگفتا گر بخواهد هر چه داری

بگفت این از خدا خواهم به زاری

بگفتا گر به سر یابیش خوشنود

بگفت از گردن این وام افکنم زود

بگفتا دوستیش از طبع بگذار

بگفت از دوستان ناید چنین کار

بگفت آسوده شو که این کار خامست

بگفت آسودگی بر من حرام است

بگفتا رو صبوری کن درین درد

بگفت از جان صبوری چون توان کرد

بگفت از صبر کردن کس خجل نیست

بگفت این دل تواند کرد دل نیست

بگفت از عشق کارت سخت زار است

بگفت از عاشقی خوشتر چکار است

بگفتا جان مده بس دل که با اوست

بگفتا دشمنند این هر دو بی دوست

بگفتا در غمش می‌ترسی از کس

بگفت از محنت هجران او بس

بگفتا هیچ هم خوابیت باید

بگفت ار من نباشم نیز شاید

بگفتا چونی از عشق جمالش

بگفت آن کس نداند جز خیالش

بگفت از دل جدا کن عشق شیرین

بگفتا چون زیم بی‌جان شیرین

بگفت او آن من شد زو مکن یاد

بگفت این کی کند بیچاره فرهاد

بگفت ار من کنم در وی نگاهی

بگفت آفاق را سوزم به آهی

چو عاجز گشت خسرو در جوابش

نیامد بیش پرسیدن صوابش

به یاران گفت کز خاکی و آبی

ندیدم کس بدین حاضر جوابی

به زر دیدم که با او بر نیایم

چو زرش نیز بر سنگ آزمایم

گشاد آنگه زبان چون تیغ پولاد

فکند الماس را بر سنگ بنیاد

که ما را هست کوهی بر گذرگاه

که مشکل می‌توان کردن بدو راه

میان کوه راهی کند باید

چنانک آمد شد ما را بشاید

بدین تدبیر کس را دسترس نیست

که کار تست و کار هیچ کس نیست

به حق حرمت شیرین دلبند

کز این بهتر ندانم خورد سوگند

که با من سر بدین حاجت در آری

چو حاجتمندم این حاجت برآری

جوابش داد مرد آهنین چنگ

که بردارم ز راه خسرو این سنگ

به شرط آنکه خدمت کرده باشم

چنین شرطی به جای آورده باشم

دل خسرو رضای من بجوید

به ترک شکر شیرین بگوید

چنان در خشم شد خسرو ز فرهاد

که حلقش خواست آزردن به پولاد

دگر ره گفت ازین شرطم چه باکست

که سنگ است آنچه فرمودم نه خاکست

اگر خاکست چون شاید بریدن

و گر برد کجا شاید کشیدن

به گرمی گفت کاری شرط کردم

و گر زین شرط برگردم نه مردم

میان دربند و زور دست بگشای

برون شو دست برد خویش بنمای

چو بشنید این سخن فرهاد بی‌دل

نشان کوه جست از شاه عادل

به کوهی کرد خسرو رهنمونش

که خواند هر کس اکنون بی ستونش

به حکم آنکه سنگی بود خارا

به سختی روی آن سنگ آشکارا

ز دعوی گاه خسرو با دلی خوش

روان شد کوهکن چون کوه آتش

بر آن کوه کمرکش رفت چون باد

کمر دربست و زخم تیشه بگشاد

نخست آزرم آن کرسی نگهداشت

بر او تمثال‌های نغز بنگاشت

به تیشه صورت شیرین بر آن سنگ

چنان بر زد که مانی نقش ارژنگ

پس آنگه از سنان تیشه تیز

گزارش کرد شکل شاه و شبدیز

بر آن صورت شنیدی کز جوانی

جوانمردی چه کرد از مهربانی

وزان دنبه که آمد پیه پرورد

چه کرد آن پیرزن با آن جوانمرد

اگرچه دنبه بر گرگان تله بست

به دنیه شیر مردی زان تله رست

چو پیه از دنیه زانسان دید بازی

تو بر دنبه چرا پیه می‌گدازی

مکن کین میش دندان پیر دارد

به خوردن دنبه‌ای دلگیر دارد

چو برنج طالعت نمد ذنب دار

ز پس رفتن چرا باید ذنب وار

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 9:22  توسط امیر  | 

حسین مخته

حسین اصرار داره فامیلیش به دلایلی فاش نشه پس هر فامیلی ای که از حسین دیدید دورغه
و هیچ دلیل خاصی واسه جدایی ساسی و حسین وجود نداره اونا به این توافق رسیدن که از هم جدا
بشن و یه مدت جداگانه و حرفه ای تر کار رپو ادامه بدن که اینجوری واسه جفتشون بهتره

حسین متولد ۱۳۶۶ بچه اندیمشک ولی واسه کار رپ یه مدت ساکن اهواز بود الان تهرانه

حسین با ساسان فامیل هستن از سه سال پیش تصمیم میگیرن که کار رپو شروع کنن که اولین آهنگشون داف هلندی بود

حسین مجرد هستش
غذای مورد علاقش ماکارانی
بازیگر محبوبش شیلا خداداد
حسین پرسپولیسیه
الان دانشجوی رشته مکانیکه
نسبت حسین با اشکان باید بگم که اشکان پسر دایی حسین هست که
بعضی ها شایه کرده بودن دامادشونه
اون دختره هم تو کلیپ جیگر طلا از فامیلای حسینه که نمیتونم بگم چه نسبتی با
حسین داره

حسین واسه کلیپ و آهنگهاش هیچ پولی خرج نمیکنه و همشو اسپانسراش میدن

خداییش پیدا کردن عکس ایند یکی خیلی زحمت کشیدم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 8:46  توسط امیر  | 

نانسی

نانسي نبيل عجرم که دختري بسيار زيباست در 16 مي 1983 در لبنان به دنيا امد و با خانواده اش زندگي ميکند او يک خواهر ويک برادر دارد زماني

 که او بچه بود بسيار زيرک به نظر ميرسيد ودر سن چهار سالگي بود که در خودش احساس خوانندگي را پيدا کرد و با سختي و صدايي نازک

 ولطيف در تلوزيون و راديو به همراه والدينش رفت. نانسي در سني که فقط هشت سال داشت وقتي شروع به خوانندگي کرد که در مسافرت بود

 ومادربزگش به او گفت که تو صداي خوبي داري نانسي عجرم خواننده ي موسيقي پاپ لبناني که کوکا کولا سالها روي او سرمايه گذاري کرده

 است در تمام دنيا از جمله امريکا کنسرت ميدهد و محصول منطقه ايست از خاور ميانه.

براي اولين بار در سن چهار سالگي به موسيقي جذب شد ودر سن هشت سالگي به خواندن ترانه هاي قديمي پرداخت ودر تلوزيونهاي محلي در

 مسابقات اواز خواني کودکان شرکت کرد و در دوازده سالگي در يک شو تلوزيوني به نام ستارگان اينده مدال طلا گرفت نانسي از دوازده سالگي

 کار خود را با پخش اهنگ هاشب از کانال نجوم المشتکبر به کمک مادر بزرگ خود که اوديل عجرم نام دارد و خود از خواندگان پيشکسوت است

 شروع کرد اولين البوم نانسي در سال1998بيرون امد که حاصل کار او تا به حال پنج البوم بوده است.

 نانسي يک برادر و يک خواهر به نام نادين هستش که به گفته ي خودش يهترين دوستاي اونن قد نانسي۱۶۸سانتي متر و وزن اونم 50 کيلو گرمه

 نام پدر نانسي نبيل عجرم و نام مادر او ريموندا عجرم نام دارد نانسي عاشق شکلات و شيريني و کارتون تام وجريه وبلاخره نانسي با اين همه

 محاسن خوبي که داره به اون لقب سيندرلا دادن .

يک بيوگرافي متفاوت از نانسي عجرم :

مليت:لبناني محل تولد:لبنان نام پدر:نبيل عجرم نام مادر:ريموندا عجرم تاريخ تولد:16/05/1983 متولد: برج ثور قد:168cm وزن :50 kg رنگ مو:قهوه

 اي قرمز رنگ چشمها:ابي تحصيلات: راديو و تلوزيون علاقه مندي هاي نانسي سرگرمي ها:اشپزي و شنا کشورها:ايتاليا و ترکيه اهنگ مورد

 علاقه: ناديت(عباس ابراهيم) خواننده مورد علاقه:فضل شاکر فيلم مورد علاقه:Khali balak min Zouzou بازيگر مورد علاقه: مجيدا و جوليا رابرت

 رنگ مورد علاقه :آبي غذاي مورد علاقه : Loubieh و riz کتاب مورد علاقه:Savoir vivre حيوان مورد علاقه:توله سگ نوشيدني مورد علاقه:اب اوگادو

  فصل مورد علاقه:بهار دارايي:خانه و... از چه چيزي بدت مياد؟دروغگويي چه جيزي دوست داري؟آزادي چه کارتوني رو دوست داري؟تام و جري

 شخصي؟شوخ طبع و احساسي ذهنيت بچگي؟پاسخ به معلم تاريخ با اواز چه کسي رو بيشتر مي پسندي؟مادرم چه چيزي باعث خنده تو

 ميشه ؟ تقليد کردن از من چه چيزي تو رونا راحت ميکنه ؟کسي چيزي که ميخواد نتونه بدست بياره چه چيزي رو در مردان را مي پسندي ؟

 بخشنده باهوش ونيرومند از چه چيز مردان بدت مياد ؟ خسيس بودن و اراده ي ضعيف اولين چيزي که نظر تو رو در مردان جلب ميکنه چيه؟ساعت و

 کفش ايا سر امتحان تقلب هم ميکردي؟ هميشه ....!!!!!!

بقیه اش هم توی ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 23:5  توسط امیر  | 

حسین تهی

حسين تهي


  • متولد 6 بهمن 1364
  • دانشجوي مهندسي کامپيوتر
  • غذاي مورد علاقه: قرمه سبزي
  • رنگ مورد علاقه: مشکي و سبز

    حسين تهي که پنج سال پيش کار ترانه سازي و خواندن در سبک رپ را آغاز کرده است، کار خود را نه "تقليدي" از آنچه که در غرب بدان "موسيقي رپ" مي گويند، که بيشتر وسيله اي براي "انرژي" دادن به شنونده از طريق"بيان مشکلات و معضلات مشترک" در زندگي روزمره تلقي مي کند. 

از ديدگاه تهي ، "معضلات و مشکلات" هر آنچه که باشند ، از پيش و پا افتاده ترينشان همچون شکست هاي عشقي تا معضلات جدي تر همچون "فقر و بيکاري" مي توانند از طريق ريتم هاي شاد موسيقي هيپ هاپ، با "اثر گذاري بيشتري" بازگو شوند.


اما توجه تهي به زندگي امروزي و مشکلات آن، او را نسبت به سنتها و رسمهاي قديمي بي توجه نکرده است، دست کم اين چيزي است که خود با شوخي و کنايه مي گويد. او درباره دلبستگي اش به نوروز باستاني، با همان طنز هميشگي اش گفت: "من با نوروز خيلي صميمي ام. اصلا دست مي اندازم گردنش با هم بيرون مي رويم  و حال مي کنيم."
 
عيدي ما از سفره هفت سين به تهي، تخم مرغ رنگي بود. اما او انگار اميد دارد که آهنگهايش، هرچند هنوز زيرزميني هستند و در بازار رسمي و کلان موسيقي جا نگرفته اند، روزي به "مرغ تخم طلا"ي او بدل شوند.


او با اشاره اي کنايه آميز به اين تخم مرغ رنگي گفت: "اميدوارم سال آينده آنقدر پول داشته باشم که به جاي اينکه تخم مرغ رنگي عيدي بگيرم، تخم مرغ طلا عيدي بدهم."

از او در زمينه فعاليت هاي هنري اش در سالي که گذشت مي پرسم که با رضايت پاسخ مي دهد: "واقعا سال خوبي بود. هم از نظر کاري و هم از نظر زندگي خصوصي. گرچه تشخيص اينکه پيشرفت کرده ام يا نه، با مخاطبانم است ولي به نظر خودم پيشرفتم محسوس بوده و چندين کار متفاوت ضبط و منتشر کرده ام."
 
از آرزوهايش براي سال جديد مي پرسم، مي گويد: "بعد از سلامتي خودم و خانواده ام، اميدوارم بتوانم با دوست عزيزم (با تاکيد شديد بر عبارت دوست عزيز ) امير تتلو، کارهاي مشترک زيادي ضبط و منتشر کنيم ، اما مهم ترين کار مشترکمان کليپ ويديويي است که در حال تمرين براي ضبط آن هستيم . در اين کليپ قصد داريم براي اولين بار يک در يک کار زير زميني، از گروه رقصندگان استفاده کنيم."

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 22:2  توسط امیر  | 

ساسی مانکن

ساسان یافته ملقب به ساسی مانكن.ساسی مانكن در 12 آبان 1366 در اهواز متولد شدند و هم اكنون در كرج زندگی میكنند. تحصیلات وی دانشجوی رشته مهندسی میكانیك. ساسی از 17 سالگی شروع به خوندن رپ كرد و كار رپ حرفه ای رو از 5 سال پیش در پی گرفت. در اظهارات خود نوشتند كه عاشق خوندن هستن. اكثر موزیك هایی كه از ساسان پخش شده بیشتر موزیك سازی و تكست نویسی خوده ایشون بوده كه خوشبختانه از طرفدارهای بسیار زیادی برخوردار شده. ساسان یافته فقط یه خواهر داره كه با خودش میشه 2 فرزند. طرفدار پر و پا قرص استقلال و رنگ آبی هست. هدف ساسی مانكن از خوندن رپ های 6.8 شاد كردن مردم حتی برای چند دقیقه.
داستان ساسی مانكن و حسین مخته به زبان ساسان یافته
من (ساسی) و حسین از دوستان قدیمی هستیم كه در یه مدرسه و كلاس درس خوندیم. ما با هم دیگه رپ رو شروع كردیم و با هم دیگه هم معروف شدیم. تا اینكه به ویدئو آهنگ گوشواره رسیدیم. حسین معتقد بود باید توی این ویدئو اشكان حضور داشته باشه و من با دلیل و منطق میگفتم اون صدایی كه باید واسه این موزیك داشته باشه رو اقای اشكان ندارند. البته اشكان از اقوام خود حسین هستش. قرار شد كه ما صبر كنیم تا سر فرصت این داستان رو حل كنیم كه متاسفانه خبری شنیدم كه حسین و اشكان اسم این موزیك رو تغییر دادن. اونها رفتن اهنگ رو خوندند و ما هم خوندیم ما با نام گوشواره اونها با نام جیگر طلا. سر این موضوع بین ما به هم خورد. شرح خلاصه و مفیدی از ما دو دوست.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 21:38  توسط امیر  | 

قیصر امین پور

زندگینامه

 

قیصر امین‏پور متولد دوم اردیبهشت 1338 دزفول است .وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پایان برد سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وی فعالیت هنری خود را از حوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد .

در سال 1367 سردبیر مجله سروش نوجوان شدو از همین سال تاکنون در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدریس اشتغال دارد.

در سال 1382 نیز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسی انتخاب شد.
اولین مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" که بخش عمده آن غزل بود و حدود بیست قطعه شعر آزاد؛ از سوى انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر کرد و در همین سال دومین مجموعه شعرش "در کوچه آفتاب" را در قطع پالتویى توسط انتشارات حوزه هنرى وابسته به سازمان تبلیغات اسلامى به بازار فرستاد.

در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار مى‏آید که شاعر در این منظومه 28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهایى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در نظر مى‏گیرد. سال 69 برگزیده دو دفتر تنفس صبح و در کوچه آفتاب با عنوان »گزیده دو دفتر شعر« از سوى انتشارات سروش از وى منتشر مى‏شود. »
"
آینه ‏هاى ناگهان" تحول کیفى و کمى امین‏پور را بازتاب مى‏دهد؛ در این مرحله امین‏پور به درک روشن‏ترى از شعر و ادبیات مى‏رسد. اشعار این دفتر نشان از تفکر و اندیشه‏اى مى‏دهد که در ساختارى نو عرضه مى‏شود. آینه ‏هاى ناگهان، امین‏پور را به عنوان شاعرى تأثیرگذار در طیف هنرمندان پیشرو انقلاب تثبیت مى‏کند و از آن سو نیز موجودیت شاعرى از نسل جدید به رسمیت شناخته مى‏شود.

در اواسط دهه هفتاد دومین دفتر از اشعار امین‏پور با عنوان "آینه ‏هاى ناگهان 2"منتشر مى‏شود که حاوى اشعارى است که بعدها در کتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هایى از شعرهاى موفق نسل انقلاب مى‏آید.

در همین دوران است که برخى از اشعار وى همراه با موسیقى تبدیل به ترانه ‏هایى مى‏شود که زمزمه لب‏هاى پیر و جوان مى‏گردد. پس از تثبیت و اشتهار، ناشران معتبر بخش خصوصى علاقه خود را به چاپ اشعار امین‏پور نشان مى‏دهند و در اولین گام، انتشارات مروارید گزینه اشعار او را در کنار گزینه اشعار شاملو، فروغ، نیما و... به دست چاپ مى‏سپارد که در سال 78 به بازار مى‏آید. "گل‏ها همه آفتابگردانند" جدیدترین کتاب امین‏پور نیز در سال 81 از سوى انتشارات مروارید منتشر شد که به چاپ‏هاى متعدد رسید و با استقبال خوبى روبه‏رو شد.

دکتر قیصر امین ‏پور در سال 1382 علی رغم تمایلش از سردبیری سروش نوجوان استعفا داد ، و هم‏اکنون ضمن عضویت در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسى؛ در دانشگاه تهران و الزهرا تدریس می کند وبه کارهاى پژوهشى مشغول است.


ویژگی سخن



قیصر امین پور پیش از آنکه به عنوان شاعر کودک و نوجوان به شمار آید در جامعه ادبی امروز به خاطر ویژگی های شعری اش شناخته شده است و شعرهای عمومی اش بیشتر از شعرهای کودکانه و نوجوانانه اش بر سر زبانهاست. از نیمه ی دوم دهه شصت بود که قیصر امین پور به ثبات زبان و اندیشه در شعرش دست یافت. هر چند جامعه ادبی او را به عنوان یک ادیب آکادمیک و استاد دانشگاه می شناسد ولی حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان هنوز قیصر را از آن خود می داند. دو دفتر "به قول پرستو" و "مثل چشمه- مثل رود" آوازه خوبی دارند.

در طلیعه دفتر "به قول پرستو" شاعر با طرح چند پرسش ارتباط خود را با مخاطب آغاز می کند:

چرا مردم قفس را آفریدند؟ ----- چرا پروانه را از شاخه چیدند؟

چرا پروازها را پر شکستند؟----- چرا آوازها را سر بریدند؟



قالبهای مورد علاقه همین پور عبارتند ار:چهارپارهغزلدو بیتی- قالب نیمایی- مثنوی


ویژگی های شعری


الف: مضمون بکر

هوشیاری و دقت نظر امین پور از او شاعری مضمون یاب و نکته پرداز ساخته است. مضمون یابی و نکته پردازی او از نوعی نیست که وی را از واقعیت ها دور ساخته و نازک اندیشی های معما گونه را به ذهن و زبانش راه دهد. (مثل شاعران سبک هندی)

ویژگی زبان او در عین سادگی و روانی، از زیبایی چشمگیری برخوردار است.

مثلاً شعرهای لحظه سبز دعا- حضور لاله ها- لحظه شعر گفتن

ب: اندیشه های نو

یک تفکر سنتی در این مورد بر این باور است که هر چه بوده، گذشتگان و دیگران سروده و نوشته اند. پس آنچه سروده و نوشته می شود، تازگی و طراوت ندارد و دست کم تفسیری از آثار آنان است. اما پاسخی دیگر هست که می گوید: همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز و به خلق و کشف مدام هنری باور دارند.

قیصر یکی از شاعرانی است که در این زمینه تلاش خوبی را سرگرفت.

در قطعه "راه بالا رفتن" این نوگرایی در مضمون و اندیشه دیده می شود.

ج: زبان امروزی

امین پور در شعرهایش می کوشد از زبان امروزی در نهایت سلاست و روانی استفاده کند و رعایت کامل قوانین بکار گرفتن فرهنگ کنایات و اصلاحات به جمعیت زبان او کمک می کند. او در شعر "بال های کودکی" بیش از هر شعری فرهنگ زبانی توده مردم را وارد کرده است.

د: گوناگونی موضوعات

موضوعات برگزیده او ،عام و متعلق به نوجوانان و مردم است و تازگی و طراوت خوبی دارند و این فعالیت و حجم ذهنیت او را نشان می دهد.

هـ: وزن

یکی از راههای ارتباط با کودکان و نوجوانان در شعر استفاده از وزن ریتمیک و واژه های موزون و خوش آهنگ است و امین پور از این اوزان و نیز دیگر اوزان برای عام در شعرهایش به تنوع استفاده کرده است.


نمونه شعر


خلاصه خوبیها برای امام خمینی، از کتاب تنفس صبح


لبخند تو خلاصه خوبیهاست ----- لختی بخند خنده گل زیباست

پیشانیت تنفس یک صبح است ----- صبحی که انتهای شب یلداست

در چشمت از حضور کبوترها----- هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست

رنگین کمان عشق اهورایی----- از پشت شیشه دل تو پیداست

فریاد تو تلاطم یک طوفان----- آرامشت تلاوت یک دریاست

با ما بدون فاصله صحبت کن----- ای آن که ارتفاع تو دور از ماست

قصیر امین پور، در حوزه ی شعر کودک و نوجوان نامی آشناست ولی مانند بعضی از شاعران، در حوزه ی شعر کودک مکث چندانی از خود نشان نداد و بیشتر توجه خود را به نوجوانان معطوف داشت. نمونه آثار او در بخش شعر نوجوان: مثل چشمه، مثل رود(1368)- به قول پرستو(1375)- تنفس صبح(1363)- در کوچه انقلاب (1363)

راز زندگی: از کتاب به قول پرستو- نشر زلال- چاپ اول 1375

غنچه با دل گرفته گفت:
زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر میکنی
کدام یک درست گفته اند
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد اوگل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!


آثار

1- تنفس صبح
2-
در کوچه آفتاب
3-
مثل چشمه ، مثل رود
4-
ظهر روز دهم
5-
آینه‏ های ناگهان
6-
گل‏ها همه آفتابگردانند
7-
گزینه اشعار « مروارید »
8-
بی بال پریدن
9-
طوفان در پرانتز
10-
به قول پرستو « مجموعه شعر نوجوان »
11-
سنت و نو آوری در شعر معاصر

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 16:51  توسط امیر  | 

روپرت اكساندر گريت ( رون ويزلي )

روپرت اكساندر گرينت متولد 1988 هنرپيشه نقش رون ويزلي در مجموعه فيلمهاي هري پاتر در رتفورد شاير انگلستان به عنوان بزرگترين فرزند خانواده 7 نفره متولد شد. پيش از آنكه روپرت گرينت در نقش رون ويزلي به عنوان بهترين دوست هري پاتر ظاهر شود تنها در تاترهاي مدرسه در نقشهايي چون پيتر پن ايفاي نقش كرده بود. گرينت جوان كه خود يكي از طرفداران پروپا قرص فيلمهاي هري پاتر است براي گرفتن يك نقش در اين فيلم بسيار مصر بود.



پس از ايفاي نقش رون ويزلي در فيلم كمدي تاندرپنتسن (2002) در انگلستان ظاهر شد و پس از آن تنها به حضور در فيلمهاي هري پاتر و حفره اسرآميز و زنداني آزكابان اكتفا كرد. وي همچنين صداي خود را به نمايشنامه هاي راديويي و تلويزيوني بخشيده است و به دليل صداي پيتر پن در برنامه ويژه بي بي سي مورد تقدير قرار گرفت. روپرت هم اكنون در كنار لارا ليني و جولي والترز در فيلم درسهاي رانندگي ايفاي نقش مي كند كه در سال 2006 اكران مي شود.

جيم كري و مايك مايرز از هنرپيشگان محبوب روپرت هستند. وي اكنون در رشته هنر و زبان آلماني تحصيل مي كند. بسياري از طرفداران هري پاتر از روپرت براي ايفاي نقش رون انتقاد كردند، اما بسياري نيز اعتقاد دارند كه او تنها انتخاب و بهترين انتخاب براي اين نقش است. رون ويزلي در دنياي جادوگران يكي از طرفداران سرسخت كوئيديچ است و روپرت گرينت در دنياي واقعي يك گلف باز ماهر و علاقه مند است. او در اوقات فراغت خود به ورزشهايي چون گلف، شنا و دوچرخه سواري مي پردازد و به نواختن گيتار و طراحي بسيار علاقمند است به طوريكه مي تواند يك كاريكاتور پر معني را در عرض 60 ثانيه طراحي كند.
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 20:54  توسط امیر  | 

شارلوت واتسون ( هرميون گرنجر )

شارلوت ديره واتسون متولد 1990 در آكسفورد شاير انگلستان است كه نقش هرميون گرنجر باهوش و درسخوان را در مجموعه فيلمهاي هري پاتر بر عهده دارد. والدين اما هر دو وكيل هستند و والدين هرميون گرنجر هر دو دندانپزشك. هرميون يكي از بهترين دوستان هري و رون درسخوانترين شاگرد در هر كدام از كلاسهاي درس هاگوارتز محسوب مي شود. اما واتسون يكي از علاقه مندان به رشته هاي ورزش بويژه هاكي، تنيس و راوندر است. پيش از حضور در مجموعه هري پاتر او تنها در تاترهاي مدرسه ايفاي نقش كرده بود و نقش اول بسياري از نمايشنامه ها چون سالهاي جواني آرتور و پرنس خوشحال را بر عهده گرفت.



واتسون در سن 10 سالگي حرفه هنرپيشگي را با حضور در فيلم هري پاتر و سنگ جادو در نقش هرميون گرنجر آغاز كرد و در دنباله هاي فيلم نيز ظاهر شد. در سال 2007 واتسون در فيلم هري پاتر و محفل ققنوس نقش هرميون گرنجر را براي پنجمين بار به تصوير مي كشد. اما، تا كنون انتقاداتي مبني بر نقش هرميون گرنجر دريافت كرده و اين در شرايطي است كه برخي از طرفداران وي اعتقاد دارند او نقش را به نحوي عالي به تصوير كشيده است. ديگران ناكامي وي را در مورد تسخير ماهيت واقعي هرميون و عدم اعتماد به نفس كاراكتر هرميون كه در اما واتسون مشاهده نمي شود مورد سرزنش قرار داده اند.

هرميون در كتاب رولينگ به عنوان دختري با ظاهري ساده توصيف شده، در حاليكه واتسون دختري زيباروي است كه به توصيف رولينگ به هرميون هيچ شباهتي ندارد. مي توان منتقدان واتسون را اينگونه توجيه كرد كه ايفاي نقش واتسون كاملا به فيلمنامه اي ارتباط پيدا مي كند كه براي او تعريف شده است. در اغلب موارد او بايد بسيار قدرتمندتر، باهوشتر و برجسته تر از شخصيت توصيف شده در كتاب به نظر رسد.

«اما» در مدرسه دخترانه هدينگتون در آكسفورد درس مي خواند كه اين مدرسه بيش از ساير موارد بر ورزش تمركز دارد. وي درباره نحوه انتخاب شدن به عنوان هرميون گفت: معلم تاتر من از من پرسيد دوست دارم كه تست بازيگري بدهم؟ من و دوستانم در ابتدا به اين پيشنهاد خنديديم اما پس از آن اين موضوع جديتر شد. در ابتدا ترسيده بودم اما توانستم موفق شوم. «اما واتسون» در سال 2002 برنده جايزه اوتو از انجمن بهترين ستاره زن، جايزه هنرمندان جوان را از سوي انجمن هنرپيشگان زن، بهترين هنرپيشه دختر جوان از سوي انجمن منتقدان ققنوس و چند جايزه ديگر را تا كنون از آن خود كرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 20:48  توسط امیر  | 

دنيل جاكوب رادكليف ( هري پاتر )

هري پاتر با نام اصلي دنيل جاكوب رادكليف متولد سال 1989 در فولهام لندن است كه بعنوان نقش اول مجموعه فيلمهاي هري پاتر ايفاي نقش مي كند. رادكليف تنها فرزند خانواده است كه از سوي خانواده خود براي بازيگري مورد حمايت قرار دارد.




والدين او در سن 5 سالگي تصميم گرفتند وي را وارد حرفه بازيگري كنند اما تصميم خود را تا دسامبر سال 1999 معوق رها كردند. دنيل در سال 1999 در نقش ديويد كاپرفيلد در نسخه تلويزيوني بي بي سي از رمان ديكنز ايفاي نقش كرد و پس از آن در سال 2001 در نقش مارك پندل در فيلم «خياط پاناما» حضور يافت و در همان سال در نقش بيادماندني هري پاتر در فيلم هري پاتر و سنگ جادو ظاهر شد و سال پس از آن در فيلم «نمايش كه من نوشته ام» ايفاي نقش كرد. هري پاتر و حفره اسرارآميز نيز در همان سال ساخته شد . او در سالهاي بعد بار ديگر به فيلمهاي هري پاتر و زنداني آزكابان و هري پاتر و جام آتش بازگشت.

رادكليف در مدرسه خصوصي پسرانه لندن درس مي خواند و دو سگ به نامهاي بينكا و ناگت دارد. دنيل دوست دارد او را دن صدا كنند. دنيل در اوقات فراغت خود گيتار باس مي نوازد و حتي يكبار سر صحنه فيلم زنداني آزكابان يك درس گيتار باي از گري اولدمن (سيريوس بلك ) فرا گرفت. دنيل همواره يكي از حاميان خيريه هاي مختلف است و به سازمانهاي بسياري كمك مي كند. رتدكليف درباره آماده شدن براي نقش هري در قسمت چهارم از اين مجموعه گفت: «نيول» از من خواست فيلم شمال از شمال غربي هيچكاك را تماشا كنم، چرا كه او مي خواست جام آتش همچون يك تريلر پرماجرا ساخته شود.

هري در فيلم جام آتش با وجوديكه از سوي افراد بسياري مورد حمايت قرار مي گيرد، بسيار ترسيده است. او همواره مي خواهد نام و موضوعات مربوط به قهرمان بودن را پشت سر بگذارد اما شركت در مسابقه سه جادوگر او را در مركز توجه قرار مي دهد.

*************************************
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 20:42  توسط امیر  | 

۲۱ کاریکاتور از ستارگان هالیوود

undefined

ِ

undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined

undefined

فقط نظر يادتون نره

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 20:22  توسط امیر  | 

T.A.T.U

نام گروه:TATU = TATY=t.a.T.u

تاريخ تشكيل: 2000 -مسكو روسيه.


اعضاء گروه:

1-ELENA(LENA) KATINA

اسامي مستعار:KOTENOK

تاريخ تولد: 4 اكتبر 1984-مسكو.

قد:158 سانتي متر.


2-
YULIYA VOLKOVA

اسامي مستعار:VOLK-VOLCHONOK

تاريخ تولد: 20 فبريه 1985-مسكو.

قد: 154 سانتي متر.

آلبومها:

 
      ( km/h in the Wrong Lane (2002 200


 t.A.T.u. Remixes (2003)                    

 

Dangerous and Moving (2005) (تصوير در دسترس نميباشد)


*
ابتدا خواننده گروه كر بوده اند.

* از 14 سالگي خوانندگي را آغاز كردند.

* هم جنس گرا بودن اين دو تنها يك حـقه تبليغاتي (براي
فـروش بيـشتر) پيشنهادي از سوي مـدير برنامه هاي آنها
بوده است.

* معني كلمه تتو: اين زن آن زن را دوست دارد.

*  پـخش ويـدئـو هـاي ايـن گـروه چـندين بار در كشورهاي
مختلف ممنوع گرديده است.

* VOLKOVA هم اكــنون صاحب يك دختر بنام VIKTORIA
ميباشد كه يك سال سن دارد.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 14:12  توسط امیر  | 

AVRIL

بيوگرافي

مشخصات :

آوريل لاوين تابستان 2002 با نخستين آهنگ خود Complicated در سن 17 سالگي درخشيد. او در نوجواني آهنگ مي ساخت و گيتار مي زد. كر كيسا ، جشن ها و نمايشگاه هاي محلي اجازه دادند تا   صداي لاوين شنيده شود و از خوش شانسي او مرد اول آريستا ركوردز، آنتونيو ريد، صدايش را شنيد و به آوريل در سن 16 سالگي پيشنهاد همكاري داد تا روياهاي آوريل را به حقيقت تبديل كند. چندي نگذشت كه آوريل خود را در محاصره آهنگسازان و توليدكنندگان ديد. اما او هميشه در ساختن جرقه هاي    موسيقي تكيه بر ايده هاي خود داشت. در لس آنجلس زير نظر كليف مگنس Clif Magness ، آهنگساز و توليد كننده ، نخستين آلبوم او ، Let Go ، توليد و پخش شد. آهنگ هاي او  مانند Complicated و Sk8ter Boi جزء بهترين ها شد در حالي كه I'm With You و Losing Grip از راديو پخش مي شد. همچنين آلبوم دوم آوريل با نام Under My Skin در مي 2004 به بازار عرضه شد.
 

 


    تاريخ تولد : 27 سپتامبر 1984
    محل تولد :
Napanee, Ontario, Canada
    مادر : جودي لاوين
    پدر : جان لاوين
    برادر بزرگتر: متيو
    خواهر كوچكتر : ميشل
    قد : 157
cm
    رنگ مو  : بلوند
    رنگ چشم : آبي
    وضعيت تاهل : مجرد


 

   

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 14:2  توسط امیر  | 

تام کروز

تام کروز متولد 1962 در سیراکوز نیورک است . کودکی اش را با روئای کشیش شدن سپری گردید . تام تنها پسر از چهار فرزند خانواده ی کولی السفر بود . خانواده اش تقریبا دایما در حال سفر و نقل مکان از شهری به شهر دیگر بودند و همین موضوع سبب شد که تام از دوران کودکی خود تصویر واضح و ثابتی نداشته باشد خودش در مصاحبه ای گفته است : تا رسیدن به سن چهارده سالگی پانزده بار مجبور شدم مدرسه ام را در دو کشور امریکا و کانادا تغییر دهم. پدر و مادرش هم نهایتا از هم جدا شدند و هریک به راه خود رفتند.مادرش پس از مدتی با مردی دیگری ازدواج کرد و به همراه فرزندانش در نیو جرسی ساکن شد . پدر نیز مدتی پس از مدتی در اثر ابتلا به سرطان در گذشت.

تام که مدتی در مدارس مذهبی آمریکا تحصیل کرده بود در نیو جرسی به دبیرستان رفت و در همان دوران آهسته  آهسته به هنر هفتم به ویژه بازیگری علاقه مند گردید و برای همین در سن 18 سالگی دبیرستان را ترک کرد و برای رسیدن به آرزوی خود نیوجرسی را به مقصد نیویورک ترک کرد. اولین فیلم خود را در سال 1981 در شرایطی که هنوز 20 سالش نشده بود بازی کرد این فیلم عشق بی پایان نام داشت در فاصله زمانی 1981 تا 1986 کروز در شش فیلم سینمایی ظاهر شد ولی هیچکدام از آنها شاهکار هنری نبود  اما همگی به حضور چهره محبوبی چون  تام در گیشه با استقبال فراوان روبرو گردیدند و همین امر جایگاه او را به عنوان یک ابر ستاره در سینمای آن دوران هالیوود تثبیت کرد به خصوص فیلم تجارت پر خطر محصول 1983 ساخته پل بریکمن از فیلم هایی بود که بسیار مورد استقبال تماشا گران قرار گرفت.در فیلم دور و دورتر تام با نیکول کیدمن همبازی شد این دو در تاریخ 24 دسامبر 1990 با هم ازدواج کردند و یکی از جنجالی ترین زوج های هالیوودی را تشکیل دادند .البته تام قبل از نیکول در سال 1987 با میمی راجرز ازدواج کرده بود که زندگی مشترکشان تا سال 1990 دوام یافت بعد از ازدواج تام و نیکول هر دوی آنها بسیار مورد توجه رسانه ها قرار گرفتند این دو تا سال 2001 به طور مشترک با هم زندگی کردند و در پایان این سال از هم جدا شدند . تام و نیکول در این مدت دوفرزند به نام کانر آنتونی (متولد 1995) و ایزابلا جین (1992) را به فرزند خواندگی قبول کردند که پس از جدایی مسئولیت نگهداری آنها به نیکول سپرده شد.

بعد از جدایی این دو نیز شایعات فراوانی درباره ی آنها و زندگی مشترکشان منتشر گردید . از جمله این که تام به دلیل بچه دار نشدن نیکول از او جدا شده و یا این که تام تمایلی به زندگی با تام نداشته و از همان ابتدا هم به دلیل برخی مسائل حاشیه ای با او ازدواج کرده است.

بعد از نیکول کیدمن با  پنلوپه کروز در سال 2001آشنا شد و بعد از سه سال زندگی در ژوین 2004 از وی جدا شد.

 خواهر و مدیر تبلیغات تام کروز در این باره می گوید: این جدایی را مسالمت آمیز و دوستانه خواند.

تام کروز خود عنوان کرد که هیچ کدامشان ازدواج دیگری نخواهند داشت و دوستان خوبی برای هم خواهند ماند.

 تام برای دریافت جایزه دیوید دی نالتو که همرده اسکار است به ایتالیا  رفته بود که در این سفر خود  قصد ازدواج خودش را با کیتی  هولمز اعلام کرد.

تام برای بازی در نقش اصلی نیو در فیلم ماتریکس انتخاب شده بود  اما این نقش در نهایت به کیناریوز رسید.

هرگز به مشروبات الکلی لب نمی زند.

برای بازی در فیلم ماموریت غیر ممکن در مجموع 70 میلیون دلار در آمد کسب کرد.

دارای سه خواهر به نام های ماریان ، لی آنی و کاس است.


+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 13:47  توسط امیر  | 

نیکل کیدمن

بيوگرافي نيکول کيدمن

نيکول در بيستم ژوئن سال 1967 در هاوايي بدنيا آمد. او يک ستاره سينماست و داراي شهرت فراواني است. پدرش يک متخصص شيمي و مادرش استاد پرستاري بود نيکول از سن 4 سالگي در سيدني استراليا پرورش يافت و اين علت شهرت او به لهجه منحصر به فردش است.

دوران کودکي او به شدت با فعاليتهاي اجتماعي پدر و مادرش آميخته بود مادرش که يک فيمينيست تند و تيز بود و حتي حاضر نبود براي او عروسک بخرد پدرش او را با خرک ورزشي تمرين مي داد. ورزش يک قسمت از زندگي او در خانه بود نيکول مجبور بود در پايان روز با والدينش درباره يک نشريه سياسي يا اتفاقات روز بحث و گفتگو کند.

نيکول به شدت از اين اوضاع احساس بدي داشت همينطور که بزرگ مي شد اولين تجربه بازيگري او در سن 6 سالگي بوقوع پيوست زمانيکه او در يک نمايش مدرسه اي در کريسمس ظاهر شد در سنين نوجواني آموزش رقص، تئاتر و پانتوميم ديد بخصوص علاقه شديد به رقص باله داشت.

امروزه اندام متناسب او بخشي از زيبايي اوست. اما در کودکي بخاطر قد بلندش نسبت به همکلاسيهايش خيلي متناسب نبود و چهره رنگ پريده او در جواني امتيازي براي او محسوب نمي شد.

او معمولاً در تئاتر « فيليپ استريت » در سيدني شرکت مي کرد. علاقه اش به باله و هنرهاي نمايشي براي نيکول کافي بود تا به هنرپيشگي علاقه مند شود. در سال 1983 نيکول اولين نقش خود را در فيلم استراليايي "Bush Christmas" بازي کرد. او يک اثر به ياد ماندني در پيشينه استراليايي خود آفريد به طوريکه هنوز هر دسامبر تلوزيون آن را پخش مي کند. در سال 1985 زمانيکه او فقط 17 سال داشت به عنوان هنرپيشه زن سال در استراليا برگزيده شد. زمانيکه در آمريکا در فيلم پر هيجان "Dead Calm" ظاهر شد خيلي زود به عنوان يک هنرپيشه شناخته شده در کل دنيا پذيرفته شده بود نيکول بزرگ شده بود و زيبايي خاص خودش را پيدا کرده بود همانطور که امروزه مي شناسيمش فيلم بعدي نيکول "Days of Thunder" نام داشت که در زندگي آينده او اثر گذار بود. در فيلم ماشين مسابقه او دل تام کروز را دزديد و بالاخره در سال 1990 نيکول و تام در کلرادو ازدواج کردند. در چند سال بعد از آن نيکول در تقلا براي براي اين بود که خود را نه فقط به عنوان همسر تام کروز بلکه به عنوان يک هنرپيشه مطرح کند. نيکول در سال 1995 جايزه بهترين هنرپيشه زن Golden Globes را ازان خود کرد. در فيلم بعدي نيکول به عنوان زن بتمن در فيلم پرطرفدار آن زمان «بتمن براي هميشه» بازي کرد.
نيکول در فيلم "Eyes Wide Shut" با همسرش تام کروز روبرو شد که به کارگرداني استنلي کوبريک ساخته شد. مقاله هاي متعددي در مورد اين فيلم نوشته شد و اين دو به عنوان يک زوج موفق در هاليوود سلطنت مي کرند. فيلم قابل توجه بعدي نيکول «مولن روج» بود و بخاطر صدمه ديدن زانويش در اين فيلم از فيلم "The Panic Room" کنار گذاشته شد. نيکول و تام سرپرستي دو کودک به نامهاي ايزابل جين و کونور آنتوني را به عهده گرفتند. تام و نيکول بعد از 10 سال زندگي مشترک در فوريه 2001 از يکديگر جدا شدند و سخنگوي نيکول اين را يک ماه بعد رسماً‌ اعلام کرد و طلاق در يکم آگوست 2001 رسماً انجام شد.

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 13:38  توسط امیر  | 

آنجلینا جولی

بیوگرافی انجلینا جولی:

نام : آنجلینا جولی ویت . لقب: آنجی ، زن گربه ای . قد: 173 سانتیمتر.

 او در تاریخ 4 ژانویه 1975 و در ساعت 9:09 در لس آنجلس متولد و در همانجا بزرگ شد.
نام پدرش ''جان ویت''و نام مادرش ''مارچلین برتلند'' است. همچنین او خواهرزاده ''چیپ تایلور '' می باشد. در ضمن ''جولی'' در زبان فرانسه به معنای ''زیبا'' است.
او در سن 14سالگی به کار مدلینگ روی آورد و در 16 سالگی از دبیرستان ''بورلی هیل'' فارغ التحصیل شد ''آنجلینا'' بعدها در انستیتو تئاتر استرابرگ'' آموزش دید. آنجا جایی بود که او در تولیدات کارآموزی متعددی ایفای نقش کرد.
او بعدها به عنوان مدل حرفه ای در لندن ، نیویورک و لس آنجلس کار کرد و در ویدئوکلیپهای هنرمندانی همچون ''میت لف'' ، ''لنی کراویتز آنتنلو وندیتی'' و گروه ''لمون هدتز'' ایفای نقش نمود.

در ضمن او در دانشگاه نیویورک در رشته سینما تحصیل کرده است

 وی در پنج فیلم دانشجویی برای مدرسه سینمایی که تمام آنها را برادرش نوشته بود کارکرد .

''آنجلینا'' در تاریخ 1995با ''جانی لی میلر'' ازدواج کرد و در سال 1999 از او جدا شد. او در مراسم ازدواجش با ''جانی لی میلر'' به جای لباس عروس (!) یک شلوار چرم سیاه رنگ و تی شرت

 سفید رنگ به تن داشت که بر روی آن نام همسرش را با خون خودش نوشته بود! رابطه او و برادرش بسیار صمیمی و نزدیک است و به طور جدی تحت حمایت برادرش ''جیمزهاون'' می باشد

. برادرش اغلب او را در نمایشهایش همراهی می کند و ''آنجلینا'' نیز از نام او در نمایشهایش استفاده می کند. مانند : ''جیمی کجاست؟ '' در پرده ''دختر گسیخته'' .

او خالکوبی حرف اچ را بر روی مچ دست چپش دارد که آن مربوط می شود به نام دو شخصی که بسیار با او صمیمی و نزدیک هستند. او این خالکوبی را زمانی بر روی دست خود کشید که به ''تیموتی هاتون'' علاقه داشت ، اما پس از جدائیشان از یکدیگر ، او می گوید که آنرا فقط به خاطر علاقه به برادرش ''جیمز هاون کشیده است!

شهرت وی از فیلم ''عشق همان است که هست'' ( 1996) آغاز شد. دومین ازدواج ''آنجلینا'' در تاریخ پنجم می 2000 با ''بیلی باب تورنتون'' بود که حاصل آن فرزند پسری به نام ''مادوگس'' است. ''جولی'' نگهداری از کودکش را زمانیکه برای بازی در فیلم ''خارج از مرزها'' ( 2003) در افریقا به سر می برد آغاز کرد.

آهنگها و خوانندگان مورد علاقه او ''مدونا'' ، ''الویس پریسلی'' ، ''فرانک سیناترا'' و گروه ''کلش'' می باشد. او بیشتر برنامه های مربوط به گیاهان و حیات وحش را از تلویزیون تماشا می کند .

دستمزد انجلینا در فیلم مهد زندگی 12 ملیون دلار بود .

آنجلینا جولی از سال ۲۰۰۱ از سوی کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آورارگان و پناهندگان مشغول است.

همانطور که گفته شد همسر اول وی جان لی میلر است که در سال ۱۹۹۶ با او ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۹ از وی جدا شد. همسر دوم او بیلی باب تورنتون است که در مه ۲۰۰۰ با هم ازدواج کردند

, ولی سرانجام بعد از ۳ سال ازدواجشان به جدایی انجامید.

پس از بازی در فیلم آقا و خانم اسمیت، او و برد پیت وارد یک دوستی عاشقانه و سرانجام در پی ازدواج آنها در سال ۲۰۰۶ صاحب دختری به نام شیلو شدند که به خاطر باورهایشان در مورد پایان دادن به فقر و بدبختی مردم آفریقا تصمیم به تولد بچه‌شان در کشور فقیر و آفریقایی نامیبیا کردند.

خانم جولی همچنین یک پسربچه یتیم کامبوجیایی به نام مدوکس و یک دختر یتیم افریقایی به نام زهرا را به فرزندی قبول کرده است و با آنها زندگی می‌کند.

  
  

 



   

 
 




 
   
   

  




 

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 13:27  توسط امیر  | 

برد پیت

برد پیت
نام اصلی:ویلیام بردلی پیت
تاریخ تولد :18 دسامبر 1963
محل تولد :شاونه ، اوکلاهاما  ، آمریکا
وزن :72 کیلوگرم
قد :183سانتیمتر

 
با نام ویلیام بردلی پیت متولد 18 دسامبر 1963 در شاونه ،اوکلاهاما ،آمریکا. برادپیت بزرگ ترین فرزند بین 3 فرزند است. اودر 18 دسامبرسال 1963 میلادی درOklahoma به دنیا آمد. مادر او مشاور مدرسه وپدرش مدیر کارخانه ماشین سازی بود. او به همراه خانواده اش به شهرSpringfield/ missouri می رود ودراین شهر 2 نفر به خانواده آنها اضافه میشود. Douy برادروjulie خواهراو درآنجا بدنیا آمدند.
ازسال 1978-82 او به دبیرستان kickapoo رفت. ا وبه بازیهای تنیس وبسکتبال علاقه زیادی داشت ودرهمه مسابقات جایزه اول را می گرفت برادپیت یک شاگرد نمونه در دبیرستان بود و درهمه درسهایش چه خواندنی وچه ورزش نمرات بالا می گرفت. همیشه دوستانش اورا پسر خوش تیپ خطاب می کردند. ازسال 1982- 1986 به دانشگاه university of Missouri رفت. رشته او خبر نگاری بود ودرزمینه تبلیغات نیز فعالیت می کرد. زمانی که دردانشگاه درس می خواند یک تقویم با عکسهای خودش طراحی وچاپ کرد ووقتیکه دید مردم علاقه زیادی به او نشان دادند دانشگاه رادرسال 1986 رها کرد وبا ماشین خودش به کالیفرنیا رفت.
سال 1986 وقتی که وارد هالیوود شد فقط 325 دلار درجیبش داشت. اولین شغل او کاردریک ساندویچ فروشی بود که باید لباس مرغ می پوشید وبیرون رستوران تبلیغات پخش می کرد. درکنار این کارش کار دیگری هم داشت، او راننده لیموزین بود وازجمله کارهای دیگری که انجام می داد خدمتکاررستوران ومعلم شنا بود. اوپولی که ازاین کارها بدست می آورد خرج کلاسهای هنر پیشگی خود می کرد. او کم کم ازکلاسهای پایین، خود را به کلاسهای بالا وازفیلم های کوچک خود را به فیلم های بزرگ رساند.
آموزش بازیگری را نزد روی لندن دیده است.
درسال 1991 درفیلم Thelma & louise نقش کوچکی به مدت 14 دقیقه بازی کرد خیلی مورد توجه مردم وتهیه کنندگان قرارگرفت. بخاطر همین فیلم ازاو درخواست بازی درفیلم دیگر کردند. براد پیت با هفت چهره در نقش های اصلی ،که چهار تای آنها فیلم جنجالی بود،طی چهار سال 92 تا 95 خود را به یک فوق ستاره تبدیل کرد. او  پا در جای  جیمز دین و دیگر مردان شورشی قیافه می گذارد. اگر دین و مارلون براندو مملو از اضطراب بشری اند، پرسونای استیو مک کوئین و پل نیومن تهی تر به نظر می رسد . تصویر رابرت ردفورد هنوز تهی ظاهر می شود. شخصیتهای پیت هم هم نوعا اصل تهی بودن را می پذیرند  ولی اجازه ورود به مسیر دوران خوش آنها را ندارند. در میان کارهای تلویزیونی ،پیت نقش خود را شناسایی کرد :آشفته ولی جذاب بر روی هر دو جنبه آن کار کرد تا اندازه نقش هایش به سرعت رشد کرد.در هر اجرای کلیدی پیش از رسیدن به اوج هنرپیشگی او وقتش میان ایفای نقش پسرهای خوبی که تلاش می کند تا دنیا را  رشد دهند (مثل روزهای افتخار و Acroos The Tracks ) و پسرهای بدی که تلاش می کند تا انتقام بگیرند  (شاه جاده  و بسیار جوان برای مردن ) تقسیم می کند در تلما و لوئیز شخصیت دی جی که درهای اوج هنرپیشگی را برای پیت گشود متعلق به گروه دوم است. ولی قالب دوران حرفه اش در مقام بازیگر نقش اول نشان می دهد که در دهه 1990 خطوط جدا کننده عادی مرد جوان مبارز ،شورشی،جنایتکار ،روانی و قربانی به سختی آشکار می شوند . نه تنها پیت هر چهار نقش را در لحظات متفاوتی بازی می کند،او معمولا عوامل را در یک جا با یکدیگر ترکیب می کند. پیت با موفقیت فیلم های پر هزینه و موفق به  لحاظ  فروش چون تلما و لوئیز ،رودی از میانش می گذرد، مصاحبه با خون آشام در کنار تام کروز و با افسانه های پاییزی به راهش ادامه می دهد. شخصیت او در جریان مخالف با ویژه گی های حذف شده حرکت می کند ،فردی مخالف باورهای مردم و متوجه خانواده،آزرده ولی ویرانگر ،متزلزل ولی شجاع . انتخاب پروژه های پیت پرسونای کلی اش را از میان خطوط مشابه شکل داده است. برای هر شخصیت اصلی دو گانه دو نقش دوم آرام جستن و خشن و جود دارد.  درسال 1995 درفیلم seven بازی کرد  ..فیلم بسیار مورد توجه منتقدان و تماشاگران سینما قرار گرفت تا آنجا که از این فیلم به عنوان  یکی از شاهکارهای دهه 90 نامبرده میشود.. بازی براد پیت و مورگان فریمن در این فیلم خیره کننده بود. این فیلم اولین همکاری  بارد پیت با دیوید فینچر کارگردان صاحب سبک  و بنام هالیوود بود. در این فیلم برد پیت با  Gwyneth  paltrow  هم بازی بود که  این دو بعد ازپایان فیلم بمدت 2 سال با هم دوست بودند ولی درسال 97 این رابطه را به پایان رساندند. شخصیتهای دومی که ایفای آن برای نخستین نامزدی اسکار را به همراه آورد جفری گویینز در دوازده میمون بود. این نقش پیت را به صورت مرد جوان عصبانی نسلش در بر می گیرد. پیت با ایفای چندین نقش اصلی غیر عادی نشان داد که به هنر و تجارت به یک انداره علاقه دارد.
براد پیت آشکارا نقطه انفجار طرز فکرهای اجتماعی ،مغایرت ها مردانگی شده است. وفاداری گسترده او به هنرش نشان داده است که تا مدتهای زیادی بر روی پرده سینما مرکز چنین مغایرتهایی خواهد بود.
درسال 1998 Jennifer Aniston با اوآشنا شد ودرسال 2000 21 July باهم ازدواج کردند..
درسال 1995 تا 2000 توسط روزنامه peopl به اولقب زیباترین مرد روی زمین داده شد.

- درسال 1997 اوفیلمی بنام seven years in Tibet بازی کرد که کشور چین خیلی ازکار او خوشش نیامده بود، چون درفیلم ازکشور چین بدگفته بودند و به خاطر همین اجازه ورود او را به چین نمی دادند.
- درسال 1999 به اوپیشنهاد بازی درفیلم the Matrix داده شد ولی اوقبول نکرد.
- او ازکلاس ششم شروع به کشیدن سیگار کرد. پیتزا غذای مورد علاقه اوست ازعنکبوت وکوسه نیز خیلی می ترسد.
- درسال 1999 یکی ازطرفداران خوب ومحکم brad دختری 19 ساله بود که دزدکی وارد خانه اوشده ولباسهای اورا به تن خود کرد و10 ساعت درمنزل او بود تا پلیس باخبر شده واورا دستگیر کرد. برادپیت فیلم پرطرفداری بنام TROY را درسال 2004 بازی کرد ولی برای اسکار 2005 به عنوان یکی از نامزدهای بدترین هنرپیشه درهمین فیلم انتخاب شد.
و اما همتون دیگه ماجرای براد پیت و آنجلینا جولی رو می دونید..
چون نمی خوام تکراری مطلب بزارم واسه همین از پرداختن
به این موضوع صرف نظر می کنم... ولی لازم دیدم یه تو ضیح کوتاهی هم درباره فیلم آقا و خانم اسمیت بدم که این فیلم باعث ازدواج این دو نفر شد..
کارگردان: دوگ لیمن  ----- همان کارگردان فیلم معروف هویت برن.
تهیه کننده: آکیوا گلدزمن
نویسنده: سیمون کینبرگ
موسیقی: جان پاول
بازیگران:
براد پیت (جان اسمیت)
آنجلینا جولی (جین اسمیت)
آدام برادی (بنجامین دانز)
کری واشنگتن (ادی)
عرضه کننده: فاکس قرن بیستم (20th Century Fox)
تاریخ عرضه: ۱۰ ژوئن ۲۰۰۵
زمان: ۱۲۰ دقیقه
زبان: انگلیسی
هزینه: ۱۱۰ میلیون دلار
جان و جین اسمیت برای رد گم کردن و برای این که به عنوان مظنون در یک بمب گذاری در بوگوتای کلمبیا دستگیر نشوند به شکل مصلحتی با هم ازدواج می‌کنند و بعد تصمیم می‌گیرند با هم زندگی کنند اما رابطه آنها به زودی به سردی می‌گراید.آنها در جلسات مشاوره خانواده شرکت می‌کنند اما نمی‌توانند دلیل مشکلاتشان را کشف کنند در ادامه ما متوجه می‌شویم که جان و جین دو قاتل حرفه‌ای هستند و در استفاده از انواع اسلحه ها متبحرند. سازمانهایی که هرکدام از آن دو را استخدام کرده‌اند رقیب و دشمن همدیگر هستند و جان و جین نیز از حرفه یکدیگر خبر ندارند. آنها به طور جداگانه مامور می‌شوند تا یک شاهد را که شدیدا مورد محافظت است به قتل برسانند. آن دو هم زمان و بی خبر از یکدیگر دست به عملیات می‌زنند و در نتیجه نقشه‌های یکدیگر را خنثی می‌کنند اما هر دو پی به هویت یکدیگر می‌برند هر کدام از آن دو فکر می‌کنند که دیگری برای سرپوش گذاشتن بر اعمال تبهکارانه خود دست به ازدواج زده است. به هر کدام از آن دو دستور داده می‌شود تا دیگری را ظرف ۴۸ ساعت نابود کند. طی یک تیراندازی سنگین آنها به طور سطحی زخمی می‌شوند و خانه شان نیز ویران می‌شود. اما علاقه آن دو به هم مانع این می‌شود که همدیگر را به قتل برسانند. صبح روز بعد آدمکش های هر دو سازمان به سراغ جان و جین اسمیت می‌آیند تا آنها را به قتل برسانند. جان و جین موفق می‌شوند شاهدی را که قبلا در صدد کشتنش بودند اسیر کنند. اما در نهایت تعجب در می‌یابند که این شاهد تنها یک طعمه بوده و مسئولان دو سازمان تبهکاری از ابتدا می‌خواستند کاری کنند که جان و جین همدیگر را بکشند سرانجام جان و جین موفق می‌شوند تا تمام تبهکاران را نابود کنند بعد از اتمام این ماجراها آنها حس تازه‌ای نسبت به یکدیگر پیدا می‌کنند.
اینم اطلاعات بیشتری درباره چند فیلم که برد پیت در اون ها بازی کرده:
 
1-True Romance محصول سال 1993 .. با اینکه براد پیت نقش اول رو بازی نمی کنه ولی فیلم خیلی معروفی هستش و کارگردان اون هم تونی اسکات مشهور می باشد..
2-Kalifornia محصول 1993 ..  نقش مقابل براد پیت روژولیت لوییز بازی می کنه
3-Interview with the Vampire: The Vampire Chronicles محصول 1994 .. بازیگراش رو فقط نام می برم چون خودتون میشناسیدشون.. تام کروز- کریستین دانست – آنتونیو باندراس به همراه براد پیت..فیلم اصلی شو ندیدم ولی نسخه ویدئو کلوپی می ارزه وقت بزارین و ببینین..
4-Legends of the Fall فیلم خیلی قشنگ از براد پیت و آنتونی هاپکینز
5-Se7en ترجیح میدم درباره این  فیلم توضیح ندم .. چون اگه بخوام بگم یه چند صفحه جا می خواد.. واسه همین بی خیال  میشم..فقط اینو بگم که بهترین فیلمی که تو عمرم دیدم همین فیلم هستش..
6-Twelve Monkeys محصول سال 1995این هم یه فیلم خیره کننده با بازیگرانی همچون بوریس ویلیس و جوزف میلتو و براد پیت
7- Sleepers محصول 1996 که واقعا از این فیلم خوشم اومد..بازیگران بزرگی همچون رابرت دنیرو- کوین بیکن – داستین هافمن در کنار براد پیت ایفای نقش می کنند.
8-The Devil's Ownمحصول 1997 براد پیت در کنار هریسون فورد
9-Meet Joe Black محصول 1998 در کنار آنتونی هاپکینز
10-Fight Club محصول 1999یک فیلم خیره کننده دیگر از براد پیت که دومین همکاری او با دیوید فینچر ( کارگردان se7en) بود.. و خیلی از منتقدین این فیلم رو بهترین فیلم براد پیت می دونن.. ادوارد نورتون هم در کنار او در این فیلم بازی می کند.
11-Snatch محصول 2000 که اینم فیلم زیباییست
12-The Mexican محصول 2001 در کنار جولیا رابرتز
13- Spy Game محصول 2001 باز هم فیلمی به کاگردانی تونی اسکات و این بار براد پیت در کنار بازیگری این فیلم رو بازی کرد که خیلی ها براد پیت رو جایگزین خوبی برای او می دانستند.. بازیگری که از نظر ظاهری نیز شباهت های بسیاری با براد پیت داره.. حتما همتون متوجه شدین منظورم رابرت ردفورد هستش!!
14- Ocean's Eleven محصول 2001 اولین قسمت از سه گانه یاران اوشن که استیون سودربرگ کارگردان اسکاری سینما اونو کارگردانی کرده و بازیگران بزرگی همچون جورج کلونی – مت دیمون – اندی گارسیا – جولیا رابرتز و براد پیت در این فیلم بازی می کنن..
15-Troy محصول 2004 که فکر می کنم همتون دیدین این فیلم رو..پس لازم به توضیح نیست..
16-Ocean's Twelve محصول 2004 که علاوه بر بازیگرانی که گفتم کاترین زتا جونز هم به این فیلم اضافه شد..
17-Mr. & Mrs. Smith این فیلم رو کامل در قسمت بالا توضیح دادم..
18-Babel در کنار کیت بلانشت
 
 
 
--------------------------------------------------------------------------------

Brad Pitt
Filmography

 
 
2008
Atlas Shrugged (announced) (in talks) .... John Galt
Chad Schmidt (announced) .... Chad Schmidt/Himself
Crood Awakening (announced) (rumored)
2007
Dallas Buyer's Club (announced)
State of Play (announced) (rumored)
The Curious Case of Benjamin Button (pre-production)  Benjamin Button
Ocean's Thirteen- Rusty Ryan
The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford (completed) Jesse James
2006
Babel  .... Richard
2005
Mr. & Mrs. Smith - John Smith
2004
Ocean's Twelve - Rusty Ryan
Troy - Achilles
2003
Sinbad: The Legend of the Seven Seas - Sinbad
2001
Mexican, The - Jerry Welbach
Ocean's Eleven - Dusty Ryan
Spy Game - Tom Bishop
To the White Sea
2000
Snatch
1999
Being John Malkovich

Fight Club - Tyler Durden
1998
Meet Joe Black - Death
1997
Dark Side of the Sun, The

Devil's Own, The - Frankie McGuire/Rory Devaney

Seven Years in Tibet - Heinrich Harrer
1996
Sleepers
1995
Twelve Monkeys -Jeffrey Goines
Se7en - Detective David Mills
1994
Legends of the Fall - Tristan Ludlow
Interview with the Vampire: The Vampire Chronicles - Louis de Pointe du Lac
 The Favor - Elliott Fowler
1993
Kalifornia
True Romance
1992
Cool World
River Runs Through It, A
1991
Across the Tracks
Johnny Suede
Thelma and Louise - J.D.
Two-Fisted Tales
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 9:20  توسط امیر  | 

جوک جدید

جک های اصفهانی توپ

اصفهانی ها وقتی مهمان براشون میاد این طوری تعارف می کنند: لطفا این میوه ها را هم ملاحظه بفرمایید!

----------------------------------------

اصفهانیه داشته می مرده و بچه هاش همه دورش جمع شده بودند اصفهانیه با ناله می گیه پسرم عباس اینجابی و پسرش می گه بله بابا اینجام و باز می گه دخترم تو هم اینجاپی و دخترش هم می گه بله بابا جون منم اینجام و باز اصفهانیه می گه خانم تو هم هستی ؟ و زنش هم می گه بله منم هستم یه هو اصفهانیه از ته دل نعره می شدن شما همه اینجاپید اونوقت کولر اون اطاق بیکار روشنه !

----------------------------------------

یه روز یه یارو میره خونه رفیقش .وقتی میخواد بلند بشه بره رفیقش میگه: حالا که ظهره نهار رو بخور بعد برو. یارو میگه: باشه . نهار رو میخوره بلند میشه که بره رفیقش میگه: آخه با معده پر کجا میری ؟ یه چرت بزن بعد برو. یارو میگه: باشه .یه چرت میزنه بعد بلند میشه که بره رفیقش میگه: بشین یه دست تخته بزنیم بعد برو. میگه: باشه. یه دست تخته میزنه بعد بلند میشه بره رفیقش میگه: الان که شب شده شام رو بخور بعد برو. یارو میگه: باشه. شام رو میخوره بعد بلند میشه بره رفیقش میگه: این موقع شب کجا میخوای بری ؟ بخواب صبح برو. یارو میگه: باشه. میخوابد صبح بلند میشه بره رفیقش میگه: صبحانه چی؟ یارو میگه: نه دیگه مرسی زن و بچه تو ماشین منتظرند. 

جک های کوتاه خیلی خنده دار

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دانشکده دامپزشکی 

استاد: اسب عربی را از اسب مجاری را چطور می شود تشخیص داد؟
دانشجو : به تفاوت لهجه!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کوتاه ترین جک جهان
علم بهتر است یا ثروت؟
پزشکی!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عزادار 

اولی : بیا یک دست شطرنج بازی کنیم.
دومی : بابا ! من عزادارم.
اولی: عیبی ندارد ، با مهره های سیاه بازی کن!!

یه روز دوتادروغگوبه هم میرسند.اولی به دومی مگه:دیروزیه سنگوشوت کردم رفت کره ماه .دروغگودومی مگه:پس اون سنگی که دیروز به سرم خورد کار توبود؟

*

*

*

موادلازم برای درست کردن زن

.
.
.
.
.
.
.زحمت نکشید زن درست بشو نیست

*

*

*

به یکی میگن اگه حالت تهوع بهت دست داد چی کار میکنی میگه هیچی من بهش دست نمیدم

*

*

*

معلم کلاس اول از ساسان کوچولو می پرسه ..اگه تو 10 تا شکلات داشته باشی 2 تاشو بدی به سمیرا..3 تاشو بدی به مریم و یه دونه هم بدی به شراره اونوقت چی خواهی داشت؟؟؟ ساسان میگه .خوب معلومه 3 تا دوست دختر جدید

*

*

*

به طرف مگن تا حالا گول خوردی میگه نه گول بزرکه اون منو میخوره

*

*

*

یارو میره تو جنگل میگه مو شیر و پلنگ اخورم
یکدفه شیره نعره میکشه لره میگه مو بعضی وقتا گی زیادی
هم خوروم.

*

*

*

غضنفر داشته دعا می کرده: خدایا منو نیامرز!ازش می پرسن چرا این جوری دعا می کنی؟ می گه دارم شکسته نفسی می کنم!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جمله سازی
معلم : امیر جان ، با حمید یک جمله بساز.
امیر : شما چقدر شبیه همید!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در جریان بودن
اولی : چرا رفته ای وسط رودخانه نشسته ای؟
دومی : چون می خواهم در جریان باشم!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سهمیه دعوا
اولی: از زد و خورد دیروز چیزی به گوش تو خورده؟
دومی : آره ، یک سیلی محکم.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سینما
اولی: فیلم " جیب برها به بهشت نمی روند" را دیده ای؟
دومی : نه ، چون بی پولها به سینما نمی روند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سوغاتی
اولی: از مسافرت چی آوردی؟
دومی : تشریف!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جوک بندری 

یارو از بندرعباس میاد بهش میگن اونجا چیکار می کردی؟
میگه : عرق!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جک معمایی کوتاه
هانیه توسلی و حامد کمیلی با هم ازدواج میکنن بچه شون چی میشه؟
:
دعای ندبه!!!

یه رشتیه میره ژاپن

زنش واسش پول میفرسته..

*

*

*

جشنواره فیلم های افغانستان :

1 – یک تکه نان بربری برای 10 نفر : مستند

2- دیشب بی بی تو دیدم شاه مقصود : خانوادگی

3 – دخترک ناس فروش : اجتماعی

4 – چند میگری کنده کاری کنی : سیاسی

5 – ناس ، عشق ، موتور گازی : کمدی

6 – کابل بدون توقف : عشقی

7 – تا حالا موز خوردی : غمگینی

*

*

*

ارتباط برخی ترانه ها با مباحث شرعی :

خوشگلا باید برقصن : امر به معروف

ای قشنگ تر از پریا / تنها تو کوچه نریا : نهی از منکر

ای خانوم کجا کجا؟ : صیغه فضولی

یه ماچ داد و دمش گرم : اکرام ایتام.

نمره بیست کلاسو نمیخوام : ایثار

تو محشری از همه سری : ذکر

*

*

*

از یه نفر میپرسن میدونی اگه 40 تا کله و 40 تا پاچه را با هم بریزی تو دیگ از کجا باید بفهمیم کدوم کله مال کدوم پاچه است...

::

::

میگه کاری نداره کف پای هر کدوم رو بخاری هر کله ای خندید مال اونه!!!

 

-----------------------------------------------

اوخی اوخی چیست ؟  پاسخ لوتی به سرچوپی که تسلیم فرمان دی دی شده است !!

-----------------------------------------------

 بن چوپی چیست ؟  فردیست در کمین چوپی که هر لحظه در صدد حمله برای فتح چوپی است !!  

-----------------------------------------------

وی تف چیست؟ اخطاری بسیار جدی از طرف پدران کرد قبل از ضرب و شتم پسران !!

-----------------------------------------------

گاموله زگ چیست؟  حشره شکموئیست که به گرد کردن لاس گاو مشغول است و مثل انرژی هسته ای حق مسلم شوهان است !! 

-----------------------------------------------

تف چیست ؟  حرکتی است نمادین در میان قوم کرد ، برای از بین بردن نورانیت چهره !! 

-----------------------------------------------

کمیته انظباتی ، یک پیرزن را به علت خندیدن در یک فاتحه خوانی از دو هفتم و یک چهلم محروم و او را به پرداخت 2000 تومان پرسانه محکوم کرد !! 

-----------------------------------------------

یه کرد پولدار و باکلاس که تازه رفته انگلیس ، بچه اش رو می بره مهد کودکی تو لندن ، به مربی میگه: کمی انگلیسی یادش بده ... ، بعد از یک ماه که میره مهد کودک سراغش رو بگیره ، بچه های لندنی داد می زنن: شمس الدین باوگت حات !! 

-----------------------------------------------

حافظ و دختر ایلامی:     گفتم: غم تو دارم / گفتا: سی چی برارم ؟...     گفتم: که ماه من شو / گفتا: باوگت درارم !     گفتم: ز مهر ورزان رسم وفا بیاموز / گفتا: و لنگه کاوشم چم راست درارم !! 

-----------------------------------------------

یک ایرانگرد عازم دیدن تخت جمشید ، به علت اتمام بنزین به تخت خان رفت !! 

-----------------------------------------------

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 13:31  توسط امیر  | 

جوک های پاستوریزه و با ادبی و بی مزه !

طرف میره جوراب بخره میگه آقا یه جوراب بده
فروشنده : مردانه؟
طرف : بخدا راست میگم آقا یه جوراب بده

کچله میره آرایشگاه معذرت خواهی میکنه

یه پسره به باباش میگه بابا جات خالی یه شعبده باز بود که یه کبوترو تبدیل به اسکناس 1000 تومنی کرد پدر میگه: این که چیزی نیست مامانت صبح 100.000 تومن رو تبدیل به لوازم آرایشی و لباس کرد

اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم.
دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!

طرف يه سي دي ميخره، ميبينه سوراخه، ميره پسش ميده!

- زندان بان به زندانى گفت: همسرتان به ديدن‏تان آمده است.
زندانى گفت: كدام يكى ؟
زندان‏بان گفت: مرا مسخره كرده‏اى؟
زندانى گفت: نه، چون من به جرم داشتن دو زن به زندان افتاده‏ام

2- غروب شده بود كه دو تا دوست با هم به طرفى مى‏رفتند، يكى از آنها يكباره ذوق شاعرانه‏اش گل كرد و به ديگرى گفت: «خورشيد پديده زيبايى است، ولى فقط روزها نورافشانى مى‏كند كه هوا روشن است و اين هنر نيست كه خورشيد در روز روشن نورافشانى كند، اما ماه، شب‏ها، آن هم شبهايى اين قدر تاريك…»

3- سؤال: چك‏ها و اسلاوها از كجا مى‏دانند كه كره زمين گرد است؟
جواب: در سال 1948 امپرياليست‏ها را بيرون كردند و به طرف غرب راندند و در سال 1968 آنها از شرق برگشتند

4- گدايى در خانه‏اى را زد و مستخدمه در را باز كرد، سپس برگشت و به اربابش گفت: مردى با عصا بيرون در ايستاده است.
ارباب: بگوييد برود. ما عصا لازم نداريم

5-گدايى با حالت گريان و نزار به خانمى گفت: شما بايد موقعيت مرا درك كنيد. خيلى بدبختم، پدر الكلى، مادر مريض، بچه‏هاى گرسنه.
خانم دلش به رحم آمد و پول خوبى به او داد و سپس گفت: شما كى هستيد؟
من پدر خانواده‏ام.

6- مرد مستى وارد يك آتليه عكاسى شد و با زبان الكنى گفت: لطفاً يك عكس دسته جمعى از ما بيندازيد. عكاس با تجربه سرى تكان داد و گفت: تا من دوربين را آماده مى‏كنم شما به صورت نيم دايره بايستيد.

7- پسر كوچكى از مادرش پرسيد: وقتى كه من به دنيا آمدم تو كجا بودى؟
در بيمارستان عزيزم.
پدرم كجا بود؟
البته در دفتر كارش.
پدربزرگ و مادر بزرگ؟
خانه خودشان، كجا مى‏خواستى باشند؟
پسر بچه غرغر كنان گفت: هميشه همين طور است، هر وقت به خانه مى‏آيم، كسى نيست.

8- در يك كنفرانس پزشكى، دكتر معروفى در حين سخنرانى گفت: از آن مى‏ترسم كه ما پزشكان در اين دنيا دوستان زيادى نداشته باشيم.
صدايى از آخر سالن: در آن دنيا كمتر!

9- كشيشى سر كلاس درس از بچه‏ها پرسيد: بايد چه كار كنيد تا گناهان شما بخشوده شود؟
پسركى از ته كلاس: بايد گناه بكنيم آقاى كشيش.

10- در كلاس آموزش نظامى، افسر از سربازان پرسيد: چه موقع يك سرباز مى‏تواند بدون اجازه از پادگان بيرون برود؟
يك سرباز: وقتى كه مطمئن باشد گير نمى‏افتد.

11- جناب وزير به مرخصى مى‏رود و براى حفظ سلامتى و كم كردن وزن تصميم مى‏گيرد كار بدنى بكند. بنابراين به نزد روستايى مى‏رود و از او تقاضاى كار مى‏كند. روستايى او را به داخل انبار بزرگى مى‏برد كه كوهى از سيب زمينى روى هم انباشته شده و از آقاى وزير مى‏خواهد كه آنها را بر حسب كوچك و بزرگ بودن از هم جدا كند.
دو ساعت بعد جناب وزير با پريشان حالى جلو روستايى مى‏ايستد.
روستايى: براى روز اول كار سخت و سنگينى بود؟
وزير: از جهت سختى و سنگينى كار خسته نشدم، از اين كه دائم بايد در حال تصميم‏گيرى باشم خسته شدم.

12- پيرزنى در كوپه قطار نشسته بود و مردى روبروى او بود كه دائماً آدامس مى‏جويد. پيرزن رو كرد به مرد و گفت: شما خيلى لطف داريد كه مى‏خواهيد با من حرف بزنيد تا حوصله‏مان سر نرود، ولى متأسفانه من كاملاً كر هستم.

13- يك فرانسوى در شهر مونيخ به رودخانه افتاد و عاجزانه به زبان فرانسه كمك مى‏طلبيد. يك نفر از اهل محل كه روى پل ايستاده بود با خونسردى گفت: احمق جان، بهتر بود مى‏رفتى شنا ياد مى‏گرفتى نه زبان فرانسه.

14- در يك بار دو مرد مست با هم صحبت مى‏كردند.
اسم من هانس است.
چه جالب! اسم من هم هانس است.
خانه من در خيابان فلان شماره 8 است.
چه جالب! خانه من هم همان جا است.
طبقه دوم.
چه جالب! من هم در طبقه دوم هستم.
آخر راهرو.
جالبه! من هم همين‏طور.
كافه‏چى به يكى از مشتريان كه محو اين گفتگو شده بود گفت: هر روز آخر هفته اين برنامه به همين شكل اجرا مى‏شود. آخر اين دو تا پدر و پسر هستند.

15-پسرى كار بدى كرده بود، پدرش او را گرفت و روى زانويش خوابانيد تا چند ضربه به پشتش بزند. پسر فرياد كشيد: پدرت هم تو را كتك مى‏زد؟
پدر: البته، هر وقت كار بدى مى‏كردم.
پسر: پدربزرگ تو هم او را كتك مى‏زد؟
پدر: البته كه مى‏زد. همچنين پدر او…
پسر: حال كه اين طور است پس ما دو تا بايد بنشينيم و با هم به طور جدى مذاكره كنيم تا به اين عادت زشت خانوادگى كه به ما ارث رسيده است خاتمه بدهيم.

16- پسرى براى هديه تولدش از پدرش تقاضاى يك هفت تير واقعى داشت.
پدر: چى؟ عقل از سرت پريده؟
پسر: من يك هفت تير درست و حسابى واقعى مى‏خواهم كه بتوانم با آن خوب شليك كنم.
پدر: ديگه بسه، حرف حرفه منه يا حرف تو؟
پسر: البته تو پدر، اما اگر يك هفت تير واقعى
داشتم…

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 13:30  توسط امیر  | 

اس ام اس سرکاری

آیا فکر می کنید بی عرضه هستید؟
آیا فکر می کنید به درد هیچ
کاری نمی خورید؟؟
آیا فکر می کنید بی مصرف هستید؟؟ به خدا درست فکر می کنید !!

رفتم گلستان که با عشق برات یه دامن گل بچینم
دیدم
شلوار پامه !!

یک بار گفتم تو را دوست میدارم
۱۰۰۰بار گقتم
غلط کردم !!!

سك سی ترین اس ام اس سال
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الهی چشات در بیاد كه این همه دنبال سك سی!

چشمهای تو مثل دریاست… اجازه میدی جورابامو توش بشورم؟

كلاغ تو آسمون تخم میزاره ولی تخمش نمی‌افته پایین، اگه گفتی چرا؟ ( نرو پایین اول فكر كن!)
.
.
.
.
.
.
.
فكر كن تنبل
.
.
.
.
چون
شورت پاش بوده.

زندگی دو چیز به من آموخت، که هرچی فکر می کنم یادم نمیاد چی بود

اگه یه همزبون می خوای ،
یه یار مهربون می خوای ،
خودشو حیرونت کنه ،
جونشو قربونت کنه ،
اصلا رو من حساب نکن !!!

سلام عزیزم معروف شدی بهت تبریک میگم شنیدم امسال قراره سال رو به نام تو نامگذاری کنند
.
.
.
سال
گاو مبارک

یادت باشه كه یادم بیاری كه یادت بندازم كه به یادم بیاری كه یاد بدی دیگه این وقت
شب با

اس ام اس كسی رو اسكول نكنم

ديروز كلي انتظار كشيدم نيومدي
امروز التماس كردم بازم نيومدي
ميترسم فردا چشمامو پر از اشك كني و باز نياي!
چه بد درديه
يبوست…!!!!!

رشتيه ████████████████████ مشترك گرامي دسترسي به اين اس.ام.اس امكان پذير نمي باشد

زبونی که نگه دوست دارم به درد بستنی لیسیدن میخوره !
پس
د
و
س
ت
د
ا
ر
ولش کن ! بستنیش خوشمزه تره !!!

همیشه مثل آفتابه قابل اعتماد باش !
که مردم همه چیزشان را به تو نشان دهند !!!

برق نگاهت
چشماي خمارت
لهجه ي حرف زدنت
منو ياد گداي سر کوچمون ميندازه !

از خدا مي خوام توي زندگي موانع رو از سر راهت برداره

چون
خر نمي تونه مثله اسب از روي موانع بپره !!

كاشكي علم اونقدر پيشرفت مي كرد كه مي تونستم از همين جا بوسيله اس ام اس شصت پامو بكنم تو چشات !

براي نشون دادنه علاقم به تو 3تا کوه ميسازم:
اولي کوه وفا
دومي کوه صداقت
سومي یه کوه بلند تر که هر وقت
زر مفت زدی از اون بالا پرتت کنم پايين !

خيلي بي فرهنگ و بي شعوري

در جامعه امروز بيداد مي کنه !

ميدوني رمز موفقيت چيه؟ بهت ميدم ولي قول بده پيش خودت بمونه. رمزش اينه:
0980947095977238473294709
هر چي زنگ ميزنم تلفنت نميگيره مثل اينکه جات خرابه
. . .
به مامانت بگو جاتو عوض کنه !

ببینیه چیز باحال سال تولد ت (میلادی) رو ضربدر عدد سنت کن بعد تقسیم بر 7 کن بعد نتیجه اش رو برای هرکی که میخوای اسکلش کنی بفرست

این اس ام اس ورزشیه
برو پائین
.
.
.
.
.
.
حالا برو بالا !

جون میده با تو بریم ماهی گیری آخه هیچ کس به اندا زه ی تو کرم نداره

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو…برو… برو… برو… برو…

بسه… حالا برگرد…!!

ik ik ik ik ik ik ik i k

ik ik ik ik ik ik ik i k

ik ik ik ik ik ik ik i k
آفرين! ايول! بهتون تبريك ميگم! شما بالاخره تونستيد به زبون
ميمونها صحبت كنيد!

میخوام اسم تو رو با صابون تو ابرا بنویسم تا وقتی بارون میباره همه کف کنن !!!

تف به اين زندگي
تف به نامردي
تف به دلتنگي
تف به جدايي

تف برسون، تفم تموم شد!

به نام انکه طاوس را آفرید تا یه بوقلمونی مثل تو قیافه نگیره

شما مذکرید یا مونث ؟ برای دانستن جواب تنها کافیست پایین را نگاه کنید .
.
.
.
.
نیوتون این پایین رو نمیگم
اون پایین رو میگم.

تو قلب من جا داری تو رگ های من جا داری درون من تو هستی . رفتم دکتر گفت انگل داری

بی تو مهتــــاب شبی بـاز از آن کوچه گذشتم
فکر نکن فکر تو بودم کار نداشتم
ول میگشتم

دیشب جمال رویت را در ماه دیده بودم / گویا فضانوردان در ماه ریده بود

الان شب جمعه اس . گفتم یادی از اموات کنم
چطوری جنازه؟ (این  رو برا با جناغم فرستادم باهامون قطع رابطه کردن)

چندين ساله كه دوستت دارم و دوستت داشتم. ولي هر وقت خواستم به لبات نزديك بشم،منو با نفرت زمين زدي
.
.
.
امضا: اب دماغ

جارو برقی با اینکه می دونه زباله راه نفسش رو می بنده، باز هم هورتش می کشه
جارو برقیتم
آشغال ! (یه بار 2 هفته مخ یکی و زدم . این رو براش فرستاد کل بهم فحش داد و دیگه جواب تلمو نداد)

اگر به تبپ خود اهمیت میدهید
با ما تماس بگیرید
صنف پالان دوزان کرج

اگر عاشق شدی در شهر غربت
سوار
خر بشو برگرد ولایت

نمیدونم اون روز کی میاد که ..
.
.
.
.
تو بفهمی این پایین خبری نیست
برو همون بالا

اگر روزی کنارت گریه کردم……. بدان ان رون پیازی رنده کردم

ای مسیج که میروی به سویش
از جانب من برین به رویش

اخبار اعلام کرده   زیباترین  کره خر دنیا گمشده
بچه نشو  !  برگرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 13:28  توسط امیر  | 

مطالب قدیمی‌تر